تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
و عوض مدخليّتى ندارد بلكه چه عوض باشد يا نه اينها صادق‌اند . و هو المطلوب . قوله : و لا يجرى : اگر كسى بگويد : شايد در اينها هم كلمهء لعب و . . . به همان بازى با عوض منصرف باشد كه مسألهء اولى است . ولى جوابش اينست كه وجهى براى انصراف نيست . زيرا اگر كلمهء لعب به قمار مطرح بود ، حمل بر بازى با عوض مىشد ولى روى عنوان لهو و باطل و لعب تكيه شده آن هم به صورت موجبهء كليه و عام كه وجهى براى انصراف نيست . و اعتبار به عموم جواب است نه خصوص سؤال ، و سؤال از مورد خاص كردن دليل بر اختصاص جواب به آن مورد نيست . نتيجه : به عقيدهء مرحوم شيخ به پنج دليل و چهار مؤيد ، بازى با آلات قمار بدون عوض حرام است . قوله : الثالثة : مسألهء سوّم از مسايل اربعهء قمار ، در رابطه با بازى و سرگرمى با غير آلات قمار از آلات لهو و لعب است آن هم بازى همراه با عوض ، يعنى دو يا چند نفر با يكديگر مسابقه مىگذارند و هركسى برنده شد ديگرى بايد مبلغى را به او بپردازد [ يا فرد ثالث يا فلان مركز جايزه‌اى را بدهد . ] چند مثال : دو نفر باهم شرط مىبندند كه هركس توانست اين سنگ را [ يا به قول امروزيها : وزنه را ] بلند كند ديگرى فلان مبلغ به او بدهد ، يا كشتى مىگيرند و طىّ مىكنند كه هركس برنده شد كذا و كذا ، يا بازى با كبوتر ، دو نفر كبوتربازى مىكنند و هركس برنده شد كذا كذا ، يا شرطبندى مىكند بر طفرة يعنى پريدن كه هركس بيشتر پريد . . . يا بر رفتن شبانه به درّهء مخوف ، به قبرستان قديمى ، به جنگ هم انداختن دو خروس ، دو گاو و . . . روى امثال اين امور رهن
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 420 | على محمدى خراسانى