مؤيّد سوم : موثّقهء زراره از امام صادق عليه السّلام : از حضرت پيرامون چند بازى زير سؤال شد : 1 - بازى شطرنج چطور است ؟ بازى شيث [ نسخهء بدل : شبيب ] كه نام ديگرش بازى احمر [ نسخهء بدل : امير ] چطور است ؟ [ لا بدّ نوع بازى بوده كه در آن زمان رايج بوده ] بازى سه [ شايد همان بازى سه در باشد ] چطور ؟
امام فرمودند : بگو بدانم هنگامى كه خداوند حق و باطل را از هم تميز داده اينها با كداميك هستند ؟ در جرگهء حق ؟ يا باطل ؟ عرض كردم : اينها با باطل هستند . فرمود : فلا خير فيه « 1 » محل شاهد در جملهء لا خير فيه است ، يعنى خيرى در اين بازيها نيست پس اجتناب كند .
امّا اينكه مؤيد آورد نه دليل چون نفى الخير اعمّ است از حرمت و كراهت .
مؤيد چهارم : روايت عبد الواحد بن مختار : از امام در رابطه با بازى شطرنج پرسيدم .
حضرت فرمودند : بدرستيكه مؤمن از لعب [ بازى و سرگرميهاى بىفايده ] اعراض دارد و بيزار است . « 2 »
وجه التأييد : مؤمن از بازى [ منجمله بازى شطرنج ] اعراض مىكند يعنى كسى كه مؤمن است نبايد دنبال اين امور باشد .
ولى دليل نيست چون هيچ امارهاى بر تحريم نيست و شايد وصف كمال باشد نه اينكه حرام است .
قوله : فانّ : كيفيت استشهاد به اين چهار روايت براى مسألهء دوّم يعنى بازى بدون برد و باخت : در اين روايات امام عليه السّلام روى عنوان لهو ، لعب ، باطل تكيه كرده و حكم را دائر مدار اينها كرد و لا شك در اينكه در صدق اين عناوين ، رهن
هامش
( 1 ) وسايل الشيعه ج 12 ص 238 باب 102 حديث 5
( 2 ) وسايل الشيعه ج 12 ص 239 باب 102 حديث / 11