نيستند ، حرام هم نيستند ، و الّا اگر به صرف اينكه چيزى ملهى از ياد خداست حرام باشد ، پس بايد كثيرى از امور دنيوى حرام باشند . چون قرآن فرمود :
إِنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ . . .
« 1 » و بلكه در پارهاى از روايات كلمهء لهو بر برخى از امور مستحبّه نيز اطلاق شده از قبيل مسابقهء اسبدوانى ، مفاكهة الاخوان ، ملاعبة الرجل اهله ، متعة النساء و . . . ]
مؤيّد دوّم : روايت فضيل : از امام باقر عليه السّلام پرسيدم از اشيايى كه مردمان با آنها بازى و سرگرمى دارند ، از قبيل نرد ، شطرنج و . . . تا رسيدم به بازى سه در
[ به قول مرحوم شهيدى در حاشيه « 2 » : السّدّر كقبّر لعبة للصبيان كما فى مادّة سدر من المجمع و القاموس و بينّ هذه اللعبة فى مادّة ق رق قال : و لعب السّدر يخطون اربعا و عشرين خطا صورته هذا فيصقون فيه حصيات . ]
حضرت در جواب فرمودند : هنگامى كه خداوند حق را از باطل جدا ساخته است اين بازيها با كداميك خواهد بود ؟ با حق ؟ يا باطل ؟ عرض كردم : در جرگهء باطل مىباشند . حضرت فرمود : مالك و الباطل « 3 » ؟ يعنى تو را با باطل چه كار ؟
وجه التأييد : امام عليه السّلام به حكم اين حديث حكم به ارتكاب و اجتناب را دائر مدار حق و باطل بودن قرار داد و اين بازيها را از باطل دانست و فرمود : تو را با باطل چه كار ؟ يعنى از آن اجتناب كن ، امّا چرا اين را دليل قرار نداد ؟ براى اينكه تعبير : مالك و الباطل ظهورى در حرمت ندارد و فقط يك حكم اخلاقى از آن مستفاد است كه كمال تو در اينست كه از اين امور اجتناب كنى و امّا حرمت ، خير ، ضمنا ملازمهاى بين بطلان و حرمت نيست . پس اينهم دليليّت ندارد .
هامش
( 1 ) سورهء محمّد آيه / 38
( 2 ) هداية الطالب ص 96 .
( 3 ) وسايل الشيعه ج 12 ص 242 باب 104 حديث 3