دليل دوّم شبيه دليل اوّل است و آن اينكه : مطلقاتى داريم كه از بازى با آلات قمار نهى كرده است [ در جلد دوّم كافى ص 201 و جلد دهم وافى ص 36 و جلد دوّم وسايل باب 63 و . . . ] و اين اطلاقات ما نحن فيه را هم شامل است و به صورت منطقى مىگوييم :
اللعب بالآت القمار من دون رهن لعب بتلك الآلات « صغرى »
و اللعب بتلك الآلات مطلقا حرام و منهّى عنه « كبرى »
فاللعب المذكور بدون الرهن حرام و منهى عنه « نتيجه » و هو المطلوب .
مرحوم شيخ اين دليل را هم نپذيرفته و مىفرمايد : نظير مناقشهاى كه در دليل قبل داشتيم اينجا هم داريم و آن مسأله انصراف اطلاقات است به فرد غالب كه بازى با عوض باشد و منشأ انصراف هم غلبه وجود است . . . [ جواب ما از مرحوم شيخ هم همان جواب است و به عقيدهء ما استدلال به اين مطلقات تمام است و جاى مناقشه نيست . ]
دليل سوم : [ روايت ابى الربيع شامى ]
قوله : نعم : دليل سوم روايت ابى الربيع شامى است : راوى مىگويد : از امام عليه السّلام پيرامون نرد و شطرنج [ دو آلت از آلات قمار ] پرسيدم ، حضرت فرمودند :
به آن دو نزديك نشويد [ محلّ استدلال در همين جمله است كه به اطلاقش ما نحن فيه را هم مىگيرد زيرا كه نزديك شدن شامل : صنعت اين آلات ، بيع و شراء آنها امساك آنها ، بازى با آنها مع العوض ، بازى بدون عوض و . . . مىگردد پس به اطلاقش ما نحن فيه را مىگيرد .
و مىگوييم : بازى با آلات قمار يعنى نرد و شطرنج و . . . نزديك شدن به آنها است « صغرى » و نزديكى به آنها مطلقا حرام و منهى است « كبرى » پس بازى مذكور حرام است « نتيجه » و هو المطلوب ] سپس پرسيدم : پس غناء چه حكمى