2 - سامع علم به عدم استحقاق مذكور دارد . در اينجا هم استماع قطعا حرام است
3 - نه علم به استحقاق دارد و نه عدم آن و صرفا احتمال استحقاق مىدهد ، و مورد بحث همين است ، سئوال اينست كه : آيا بر شنونده واجب است كه گوينده و غيبتكننده را از غيبت نهى كند به عنوان نهى از منكر ؟ يا خير ؟ [ ملاحظه مىفرمائيد كه سخن از استماع نيست و سخن از نهى كردن است كه توضيحش خواهد آمد . ]
شهيد ثانى فرموده : قيل : [ اين همان محكى است كه در عبارت شيخ بود . ] يعنى بعضى گفتهاند : خير ، نهى كردن واجب نيست ، به دو دليل :
1 - چون سامع نمىداند ، پس احتمال مىدهد كه مغتاب مستحق اين غيبت باشد ، و همين كه احتمال و امكان آمد مىگوئيم : فعل مسلم را بايد حمل بر صحت كرد و تا يقين به فساد آن نداريم حكم به صحت مىكنيم ، پس غيبت غيبتكننده را حمل بر فرض استحقاق مىكنيم و اگر صحيح بود ديگر نهى از منكر سالبه به انتفاء موضوع مىشود .
2 - دوران بين المحذورين است زيرا كه از طرفى نهى و ردع از غيبت موجب هتك حرمت و ايذاء غيبتكننده است و هتك حرمت او جايز نيست ، از طرفى شايد نهى از غيبت واجب باشد و ترك آن حرام باشد .
پس امر دائر است كه نهى مذكور واجب باشد يا حرام ؟ و در دوران بين المحذورين مىگوئيم :
احتمال وجوب و حرمت تعارضا و تساقطا و به اصل عملى يعنى اباحه و جواز رجوع مىكنيم [ و اين تنها مستلزم مخالفت التزّاميه است نه عمليّه و لذا مانعى ندارد كه مبسوطا در رسائل ملاحظه شده . ]
باز هم نتيجه اينست كه نهى كردن قائل از اين قول واجب نيست . [ و مراد
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 383
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٨٣