تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
به او اطلاق شده از باب تنزيل گوش او به منزلهء زبانش ، يا از باب اينكه اگر او گوش ندهد غيبت‌كننده هم غيبت نمىكند . ] يا يكى از غيبت‌كنندگان عالم است ، پس هر حكمى ساير غيبت‌كنندگان دارند او هم دارد ، يعنى حرام است . [ 2 - روايت نبوى صلى اللّه عليه و آله : المستمع احد المغتابين ، يعنى شنوندهء غيبت يكى از دو غيبت‌كننده يا يكى از غيبت‌كنندگان است « 1 » چه مستمع را به متكلم ملحق كنيم و چه او را تنزيلا غيبت‌كننده به حساب آوريم در هر حال حكمش روشن است كه حرمت باشد . ]

مطلب دوّم : [ يك غيبت موجب فسق و خروج از عدالت مىشد ]

قوله : الّا انّ : غيبت علاوه بر اينكه حرام بود از كبائر هم بود ، يعنى يك غيبت موجب فسق و خروج از عدالت مىشد و قبول شهادت ، جواز اقتداء ، جواز تقليد و . . . را برمىداشت . حال استماع غيبت هم حرام است ، امّا آيا از گناهان كبيره هم محسوب مىشود يا خير ؟ [ اگر كبيره باشد پس يك بار استماع عمدى غيبت سبب فسق مىگردد و اگر صغيره باشد اصرار بر آن اين حكم را دارد . ] شيخ مىفرمايد : از برخى روايات باب استماع استفاده مىشود كه : استماع از كبائر هم هست ، از قبيل دو روايت علوى عليه السّلام و نبوى صلى اللّه عليه و آله كه قبلا ذكر شد و مستمع را در حكم مغتاب دانسته بود و لا ريب در اينكه اغتياب از كبائر است فهكذا استماع . منتها مرحوم شيخ مىفرمايد : اين اخبار ضعيف السند مىباشند چرا كه مرسلا نقل شده‌اند و يا طريق برخى عامى است و لذا اعتبارى به آنها نيست . پس
هامش
( 1 ) كشف الريبه ص 64 مرسلا عن النبى صلى اللّه عليه و آله .