به ذكر تمام موارد استثناء به نحو مستقصى نداريم ، ضابطهء كلى اينست كه هر كجا مصلحت غيبت كردن غلبه كند و بر مفسدهء هتك حرمت بچربد در آنجا غيبت جايز خواهد بود .
و اين به حسب اختلاف مراتب مصلحت غيبت و مفسدهء هتك حرمت مختلف مىشود و شدت و ضعف دارد و مقول بالتشكيك است ، اى چه بسا مؤمنى كه هيچ مصلحتى با آبروى او برابرى نمىكند و مفسدهء هتك حرمت او را از بين نمىبرد . پس بايد كوشش كرد و مرجحات مصلحت بر مفسده يا بالعكس را يافت و هر كجا مصلحت اقوى بود غيبت جايز مىشود و هر كجا مفسده اقوى بود هتك حرمت حرام مىباشد .
( استماع غيبت )
قوله : الرابع : امر رابع از امور باقيمانده ، و مطلب خامس از مطالب باب غيبت در رابطه با استماع غيبت است ، آنچه تا به حال در مسئلهء غيبت مطرح شد عموما در ارتباط با خود غيبت كردن بود كه فعل متكلّم است و فهرست مطالب بحث شده به قرار ذيل است :
1 - بحث حكمى : حرمت غيبت و كبيره بودن آن .
2 - بحث موضوعى : تعريف غيبت و كلمات فقهاء و لغويّين .
3 - دواعى غيبت : انگيزههاى دهگانهء غيبت .
4 - كفّارهء غيبت : استحلال يا استغفار يا هر دو يا هيچكدام .
5 - مستثنيات غيبت : كليه مواردى كه مصلحت اهمّى باشد .
حال مطلبى كه در اين امر رابع فعلا مطرح است ، پيرامون استماع و شنيدن غيبت است : بطور كلّى گاهى انسان اتّفاقا و تصادفا غيبتى را از زبان كسى مىشنود