حفظ حق و اضاعهء باطل نياز هست كه ما آن مقاله را ردّ كنيم و قدح در آن اى چه بسا مستلزم قدح در نويسنده بوده و دلالت بر نقص و كمبود و بىسوادى نويسنده يا مغرض بودن او مىشود و اين غيبت نويسنده است ولى چون حفظ حق مهمتر است لذا غيبت جايز مىگردد .
قوله : و امّا ما وقع : ما به كلمات بزرگان از فقه و اصول كه مراجعه مىكنيم تعابيرى مىبينيم خيلى هم زياد به عنوان جهر به سوء از قول ، يعنى در حق بزرگان ديگر فرمايشاتى فرمودهاند كه براى ما قابل قبول و تحمّل نيست از قبيل اينكه : فلان امر مستلزم تأسيس فقه جديد است ، فلان مطلب را اصاغر طلاب هم نمىگويند تا چه رسد به فلان فلان مطلب ممّا لم تيفّوه به احد ، فلان مطلب مزخرف و از اباطيل است و . . .
شيخ ره مىفرمايد : ما وجه و توجيهى براى اينگونه تعابير نداريم [ البته قبلا به مناسبت بحث موضوعى غيبت در تنبيهات آن بحث وجه و محملى بر آن آورديم . ]
قوله : ثم انهم : غير از موارد مذكور ، در كلمات فقهاء موارد ديگرى نيز از جملهء مستثنيات ذكر شده [ از قبيل : ذكر معايب مملوك در مقام بيع به منظور اسقاط هرگونه حق الخيارى از مشترى ، و از قبيل ذكر الشخص بعض عياله و اولاده بل تلامذته و اتباعه بما يكرهونه من بعض الصفات تأديبا لهم و خوفا عليهم من الوقوع بما هو اعظم منه .
و از قبيل تفضيل بعض العلماء على بعضهم و ان استلزم انتقاص الاخر ، لتوقف الغرض الاهم عليه ، و قد جرى على هذا ديدن الاصحاب فى جميع الازمان و الاقطار ، خصوصا فى تعيين مراجع التقليد . ]
مرحوم شيخ مىفرمايند : ما پس از ارائه ضابطهء كلى در مسئله ، نيازى
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 376
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٧٦