و تصادفا شخص ثالث بشنود و عيب فلانى مشهور شود و آبرويش برود . « 1 »
كل سرّ جاوز الاثنين شاع كل علم ليس فى القرطاس ضاع
قوله : اقول : مرحوم شيخ مىفرمايد : اگر دو نفر كه نزد هم عيب و نقص ديگرى را بازگو مىكنند و بر زبان جارى مىسازند به قصد مذمت و تنقيص باشد ، از باب تعيير مؤمن حرام است .
ولى اگر چنين قصدى نداشته باشند به عقيدهء ما موضوعا از غيبت خارج است چون غيبت را اظهار عيب مستور مىدانستيم و اينجا عيب مستورى ظاهر نشده چون هر دو از آن عيب با خبر بودند ، ولى بنابر بعض تعاريف غيبت كه قبلا ذكر شد مثل تعريف مصباح المنير و غيره اين غيبت است [ ذكرك اخاك بما يكرهه ] ولى حكما مستثنى است .
قوله : و منها : از جملهء مستثنيات غيبت اينست كه : شخصى بدروغ ادّعا مىكند كه من فاميل و محرم فلانكس هستم ، پس از او ارث مىبرم ، به فلان زن حق دارم نگاه كنم و . . . و شما خبر داريد كه او با فلانى نسبتى ندارد ، محرميّتى ندارد در اينجا براى ردّ ادّعاى دروغين او مىتوانيد پشتسرش بگوئيد : اين دروغ مىگويد ، من او را مىشناسم كه آدم حقّه بازى است و قصد رسيدن به ثروت باد آورده را دارد و . . . و دليل جواز اينست كه : حفظ نسبتهاى مردم از حفظ حرمت مغتاب بالاتر است و بايد حرمت مغتاب فداى حفظ انساب شود و هتك شود .
قوله : و منها : يكى ديگر از موارد استثناء عبارتست از قدح و ايراد در مورد يك مقالهء باطله : شخصى در رابطه با يك مطلب باطل مقاله يا كتابى نوشته است ، و براى
هامش
( 1 ) كشف الريبه ص 80 .