و ناپسندى و آنها از تو ناخرسند هستند ، صرفا به خاطر ميل و علاقهء تو نسبت به ما خاندان پيامبر صلى اللّه عليه و آله .
روى اين اصل من خواستم از تو سرزنش كرده باشم تا نتيجهء معكوس بدهد يعنى مردمان مقام و منزلت تو را در امر دين بزرگ و پسنديده بشمارند ، و من با اين خردهگيرى از تو در حقيقت شرّ آنان را از سر شما كم و كوتاه كردم .
سپس حضرت مثالى از قرآن آوردند : خداوند در قرآن مىفرمايد :
أَمَّا السَّفِينَةُ فَكانَتْ لِمَساكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَها وَ كانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً
« 1 »
[ داستان حضرت موسى و جناب خضر است كه وقتى موسى از سر بى صبرى اعتراض كرد كه چرا كشتى مردمان را سوراخ مىكنى ؟ خضر فرمود : امّا سفينه از آن گروهى مستمند است كه در دريا كار مىكنند و از اين طريق امرار معاش مىنمايند ، و در وراء آنان يعنى در ساحل دريا پادشاهى ستمگر است كه هر كشتى را كه به آنجا رسد و لنگر اندازد توقيف و غصب مىنمايد ، من خواستم كشتى را معيوب سازم . « تا جلب توجه نكند و آن غاصب كارى به او نداشته باشد . » ]
سپس حضرت فرمود : اين كلام خدا است . نه به خدا قسم كشتى را معيوب نكرد مگر براى اينكه از دست شاه ، سالم بماند و بدست وى توقيف نگردد . و گرنه كشتى صحيح و سالم بود و هيچ مدخل و راهى براى عيب و نقص در او نبود . و الحمد لله .
سپس حضرت فرمود : اميدوارم اين مثل قرآنى را بفهمى ، زيرا كه به خدا سوگند تو محبوبترين انسانها و بهترين اصحاب پدرم امام باقر و اصحاب خودم اعمّ از آنها كه زندهاند و آنها كه مردهاند ، هستى و تو با فضيلتترين كشتى درياى
هامش
( 1 ) سورهء كهف آيهء 79 .