آبروى مغتاب نزد چند نفر مىرود و چه بسا از كار بر كنار مىشود و . . . و ننگ چند روزهء دنيا را تحمّل مىكند در عوض روز قيامت و نزد خدا و فرشتگان و انبياء و امامان و اولياء و صلحاء و شهداء و خلاصه نزد همهء خلائق سرافكنده نيست و سعادت ابدى را پيدا مىكند و به جهنّم نمىرود . ولى اگر سرپوش بگذارد و نقاط ضعف مغتاب را نزد اين و آن نگويد ، در دنيا كسى از معاصى وى باخبر نمىشود و آبرويش مصون مىماند امّا در عقبى گرفتار و معاقب است و رسوا مىشود .
و بديهى است كه انسان عاقل و خردمند و دلسوز به حال مؤمنان راه اوّل را اختيار مىكند اگرچه مغتاب از دست او رنجيده شود و در واقع اين گفتنها و منصرف كردن مغتاب از منكرات يكنوع احسان و بلكه از مصاديق اكمل احسان و از الطاف خفيّه است و عسى ان تكرهوا شيئا و هو خير لكم [ و شعار كسانى كه باور قلبى به قيامت ندارند اينست : النار و لا العار ، ولى شعار معتقدين به قيامت اينست كه :
الموت اولى من ركوب العار و العار اولى من دخول النّار ]
بنابراين چون غيبت مصلحت اهمّ و اعظمى دارد لذا جايز است .
2 - عمومات ادلّهء نهى از منكر « 1 » : ادلّهاى كه نهى از منكر را واجب نموده عموميّت دارد يعنى دلالت مىكنند بر اينكه : از هر راهى و به هر وسيلهاى كه شده بايد نهى از منكر كرده ولو از راه غيبت كردن باشد ، پس به حكم عمومات غيبت كردن در مقام ردع از منكر جايز است .
[ البته اين استدلال قابل مناقشه است به اينكه :
اوّلا در منطق دين هدف وسيله را توجيه نمىكند و ما حق نداريم براى نيل
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ج 11 ص 407 باب 3 حديث 12 و ص 420 باب 10 حديث 10 و ص 399 باب اوّل حديث 24 و . . .