1 - روايتى كه مشتمل بر قصهء هند همسر ابو سفيان مىباشد : هند به محضر رسول خدا صلى اللّه عليه و آله رسيد و نزد آن حضرت از شوهرش ابو سفيان شكايت كرد و عرضه داشت : ابو سفيان مردى بخيل و ممسك است و به ما خرجى نمىدهد و مقدارى كه مؤونهء من و بچّههايم را تأمين كند نمىپردازد .
و خلاصه اينكه از شوهرش غيبت كرد و رسول خدا بر او اعتراض نكرده و از غيبت كردن ردع نكردند ، و تقرير معصوم حجت است پس غيبت كردن در مقام كسب تكليف و شناخت وظيفه جايز است .
قوله : و لو نوقش : ممكن است كسى در اين حديث مناقشه كرده و بگويد : غيبت امثال ابو سفيان از محلّ نزاع خارج است [ چون بحث ما در غيبت مؤمن است و وى هرگز ايمان واقعى نياورد و خروج موضوعى دارد . ] و روايت از ما نحن فيه اجنبى است . شيخ اعظم ره مىفرمايد : ولى روايت صحيحهء ديگر داريم كه براى ما كافى است :
2 - صحيحهء عبد اللّه بن سنان از امام صادق عليه السّلام : « 1 »
مردى به محضر رسول خدا صلى اللّه عليه و آله شرفيات شد و عرضكرد : مادرم دست لمسكننده را دفع نمىكند [ كنايه از اينكه زنا مىدهد و دست ردّ به سينهء خواهندگان عمل شنيع زنا نمىزند ، بلكه تمكين مىكند . ]
رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : علاجش اينست كه : او را زندانى كنى آن مرد گفت : اين كار را كردم و فايده نبخشيد ، حضرت فرمود : جلو واردين بر او را بگير و اجازه نده كه هركسى به خانهء مادرت رفتوآمد داشته باشد .
آن مرد گفت : مدتى اين كار را هم تجربه كردم سودى نبخشيد ، رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : او را در قيد و زنجير قرار بده [ و دست و پايش را در بند كش تا
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ج 18 ص 414 باب 48 حديث اوّل .