نتواند از منزل خارج شود . ] چرا كه [ احسان و نيكى به والدين لازم است ، و برّا بوالدتى ، و بالوالدين احسانا . ] و هيچ نيكىاى بالاتر از اين نيست كه او را از محرّمات الهى باز دارى [ و بدين وسيله سعادت اخروى و ابدى او را تأمين كنى . ]
باز تقرير پيامبر صلى اللّه عليه و آله دليل بر جواز غيبت در مقام استفتاء و كسب تكليف است .
قوله : و احتمال : اگر كسى بگويد : اين روايت هم از ما نحن فيه اجنبى است چون شايد مادر آن مرد متجاهر به زنا بوده و علنا زنا مىداده و بخاطر تظاهرش از غيبت او نهى نشده ، و بحث ما فعلا در متجاهر نيست .
شيخ اعظم ره مىفرمايند : اين احتمال با اصل برداشته مىشود زيرا كه شك داريم متجاهر بود يا نه ؟ الاصل عدم كونها متجاهرة ، پس به درد ما نحن فيه مىخورد و دليل بر جواز غيبت در مقام استفتاء مىشود ، ضمن اينكه ملاك مصلحت اقوى داشتن است .
قوله : و منها : ديگر از مستثنيات غيبت آنست كه : شخص مغتاب مخفيانه منكرى را مرتكب مىشود ، فى المثل در اموال بيت المال خيانت مىكند ، از ارباب رجوع رشوه مىگيرد ، پنهانى شراب مىخورد و . . . در اينجا كسانى كه از مفاسد او اطلاع دارند مىتوانند به نيّت نهى از منكر و ردع از قبيح ، از او غيبت كنند و عيوب وى را بر زبان بياورند و نزد اين و آن بگويند ، بويژه نزد كسانى كه مغتاب از آنها حساب مىبرد و . . . [ پس بايد شرائط نهى از منكر هم فراهم باشد منجمله اينكه : احتمال تأثير بدهد و . . . ]
دليل جواز غيبت به قصد مذكور دو امر است :
1 - اگر غيبت او را بكند و بدين وسيله او را از منكر ردع كند در اين صورت
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 362
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٦٢