ترك اولى است و معذلك امام ردع نكرد بلكه تقرير كرد و سخت برآشفت و به طلبكننده اعتراض فرمود ، پس شكايت از ترك اولى هم جايز است .
[ البته حديث داراى اشكالاتى است كه از ميان آنهمه به اشكال سندى اشاره مىكنيم : در سلسلهء سند كافى معلى بن محمد است كه ضعيف است ، در سند تهذيب محمد بن يحيى صيرفى است كه مجهول الحال است ، در مستدرك الوسائل هم از قول عيّاشى به صورت مرسل نقل شده است و لذا ارزشى ندارد « 1 » ]
روايت دوّم : مرسلهء ثعلبة بن ميمون « 2 » [ وجه ارسال آنست كه دارد : عن ثعلبة عمن ذكره عن ابى عبد الله ، و معلوم نيست كه من ذكره چه كسى يا كسانى باشد ؟ ] كه در كتاب كافى روايت شده : راوى گويد : عدهاى در محضر امام صادق عليه السّلام بودند و حضرت با آنان سخن مىگفت ، در اين بين مردى نام مردى را برده و شروع كرد به عيبجوئى كردن و از وى به امام عليه السّلام شكايت كرد .
امام عليه السّلام در جواب فرمودند : و انى لك باخيك الكامل اى الرجل المهذّب ، يعنى كجائى تو با برادر كامل خودت يعنى برادرى كه مهذّب است ، يعنى چرا از دست او شكايت مىكنى ؟ و چون تعبير به كامل يعنى مرد مهذّب كرده پيدا است كه مراد مرد گنهكار نيست چون او كامل نيست ، پس مراد كسى است كه ترك اولائى از او سر زده است ، و دوستش شكايت او را نزد امام برده است ولى امام ردع نكردند بلكه با جملهء و انّى لك . . . فهماندند كه بهتر است چيزى نگويد .
البته نسخه ديگر هم هست كه : و انّى لك باخيك كله ؟ و اىّ الرجال المهذب ؟ كه اگر اين باشد دلالتش بر جواز شكايت از ترك اولى واضحتر است و امام مىفرمايد : كجاى كارى تو ؟ كجا مىتوان برادرى كه كلّش و با تمام وجودش برادرى كند يافت ؟ و كدام مردان مهذّب [ صددرصد ] هستند ؟ بلكه هر
هامش
( 1 ) مصباح الفقاهة ج 1 ص 346 ، پاورقى .
( 2 ) كافى ج 2 ص 651 حديث اوّل .