تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
قوله : و ان كان : اگرچه از دو روايت استفاده مىشود كه همين ترك اولى هم مجوّز شكايت كردن و غيبت شخصى است ولى از لحاظ سندى قابل مناقشه هستند . روايت اوّل : از كتاب كافى مرحوم كلينى « 1 » و تهذيب مرحوم شيخ طوسى « 2 » به سندشان از حماد بن عثمان نقل شده : حمّاد مىگويد : مردى به محضر امام صادق عليه السّلام رسيد و از مردى از دوستانش شكايت كرد [ كه مثلا فلانى خيلى بىرحم و سختگير و . . . است ] طولى نكشيد كه مردى كه شكايتش شده بود به خدمت امام عليه السّلام رسيد : امام صادق عليه السّلام فرمود : چه شده است كه فلانى از تو نزد ما شكايت دارد ؟ آن مرد گفت : شكايت او براى آنست كه من از او طلبى داشتم و موعدش سر رسيده بود و از او طلب اداء دين كردم و او ناراحت شده . امام صادق عليه السّلام خشمگين نشستند و فرمودند : گويا تو چنين مىپندارى كه اگر طلب پرداخت حقّ خود را از ديگرى كردى اسائه نكرده و كار بدى نكرده اى ؟ مگر اين آيه را نديده‌اى كه مىفرمايد : و يخافون سوء الحساب « 3 » آيا گمان دارى كه مراد آيه اينست كه : آنان از بدى حساب در روز قيامت مىترسند ؟ يعنى آيا از خدا مىترسند كه معاذ الله به آنان ستم كند ؟ و بىجهت آنها را معذّب كند ؟ نه به خدا قسم ، آنان نمىترسند مگر از طلب دين ، و خداوند نام مطالبهء دين را سوء الحساب گذاشته است ، پس هركس استقضاء كند به تحقيق اسائه و بدى كرده است « 4 » كيفيت استدلال : مرد شاكى از استقضاء رفيق و طلب دينش شكوه داشت كه
هامش
( 1 ) كافى ج 5 ص 100 حديث اوّل . ( 2 ) تهذيب ج 6 ص 194 حديث 425 . ( 3 ) سورهء رعد آيهء / 21 . ( 4 ) وسائل الشيعه ج 13 ص 100 باب 16 حديث اوّل .