گاهى بگونهاى است كه قابل تدارك نيست و تظلّم فايدهاى ندارد فى المثل ظالمى به مظلومى يك سيلى زد و پيش از هر شكايتى مرد يا بكلّى ناپديد شد و يا اموال كسى را گرفت و گريخت و به كشور ديگرى رفت كه اميد يافتن او نيست و تظلّم بىفايده است . حال آيا غيبت ظالم مطلقا جايز است ؟ يا در صورتى كه تظلم فايدهاى به حال او داشته باشد و ظلم قابل تدارك باشد ؟ همان دو وجه قبلى در اينجا مىآيد و نيازى به تكرار نيست .
فرع 3 -
قوله : و كذا لو لم يكن : گاهى كارى كه ظالم با مظلوم كرده واقعا ظلم به او و هتك حرمت او است مثلا كتك زده ، ناسزا گفته ، اموالش را برده ، به ناموس او متعرض شده و . . .
ولى گاهى فقط ترك اولائى از او صادر شده يعنى كارى را كه بهتر بود انجام دهد نكرده يا كارى را كه اولى تركش بود ترك نكرده مثلا ضيافت و پذيرائى از ضيف را به نيكى انجام نداده و محسن در اين جهت نيست بلكه مسيئ است [ به معنائى كه قبلا ذكر شد ] يا مثلا از شخصى طلبكار است و موعد وصول طلب فرا رسيده و فعلا طلبكار نياز مبرم به طلبش ندارد و مىتواند چند روزى صبر كند و بدهكار هم دارد كه دينش را ادا كند ولى حالا قدرى مسامحه كرده در اينجا اگر طلبكار همان روز اوّل برود به سر وقت بدهكار و چك را به اجراء بگذارد و . . .
ترك اولى كرده است و بهتر بود قدرى صبر كند و . . .
حال اگر ظالم واقعا به مظلوم ظلم كرده غيبتش جايز است ، امّا اگر صرفا ترك اولائى صورت گرفته و ظلم مصطلح در بين نيست ، آيا صرف ترك اولى هم مجوّز غيبت او مىشود يا خير ؟ باز مطلب همان است كه چون اصل اوّلى بر وجوب حفظ حرمت ديگران است ، و غيبت كردن خلاف آنست بايد به قدر متيقن اكتفا شود و صورت ترك اولى را شامل نمىشود .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 354
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٥٤