تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
همين آيه از امام باقر عليه السّلام در مجمع البيان « 1 » چنين روايت شده : لا يحبّ الله الجهر بالسوء . . . اى لا يحبّ الله الشتم . . . يعنى جهر به سوء را كه اجمال يا اطلاق دارد به خصوص شتم تفسير كرده كه مظلوم در مقام انتصار حق دارد به ظالم دشنام بدهد البته در آن حدّى كه دين اجازه داده و حق ندارد تهمتهاى ناروا بزند و مىدانيم كه سبّ غير از غيبت و بينهما عموم من وجه است ، سپس مرحوم طبرسى فرموده : نظير روايت يا آيهء مذكور اين آيه است :
وَ انْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا
« 2 » يعنى به هنگامى كه مورد ستم واقع مىشوند به دفاع از خويشتن برمى خيزند . در نتيجه روايت مذكور با روايات قبل تعارض مىكنند و تساقط پس به آن روايات نتوان اعتماد كرد . قوله : و ما بعد الاية : على القاعده بايد بفرمايد : و ما بعد الآية و الروايات . . . ولى چون روايات در تفسير آيه بود جداگانه حساب نكردند و لذا مىفرمايد : و ما بعد الآية و منظور از ما بعد آيه همان مؤيّدات چهارگانه است كه قبلا ذكر شد و اينجا مىفرمايند : آنها نيز صلاحيّت ندارند كه ببركت آنها ما از اصل اوّلى در باب مؤمن كه بر احترام مؤمن است و عقلا و نقلا تثبيت شده است ، رفع يد كنيم . بيان ذلك : دلالت اين مؤيّدات بر اصل جواز غيبت ظالم محرز نيست و لذا اينها را به صورت مؤيد آورديم نه به صورت دليل ، و وقتى دلالت بر اصل جواز نداشتند چگونه سخن از اطلاق يا تقييد آنها به ميان مىآيد كه آيا مطلقا غيبت ظالم را تجويز مىكنند ؟ يا در فرض اميد به ازالهء ظلم ؟ بيان اينكه چگونه اصل دلالت
هامش
( 1 ) مجمع البيان ج 2 ص 131 . ( 2 ) سورهء شعراء آيهء 227 .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 352 | على محمدى خراسانى