تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
اگر كسى بگويد : ادلّهء جواز غيبت ظالم در مقام تظلّم و دادخواهى اعمّ از آيات و روايات و مويّدات ، اطلاق و عموم داشت و در آنها از قيد به اينكه : غيبت من يرجو ازالته . . . باشد خبرى نبود و ما به اطلاق تمسّك كرده و مىگوئيم : غيبت ظالم مطلقا جايز است و با وجود دليل اجتهادى ديگر جاى اكتفا به قدر متيقن و . . . نيست . شهيد ثانى و امثال او جواب مىدهند به اينكه چنين عموم و اطلاقى محرز نيست تا بدان تمسّك شود . بيان ذلك : امّا آيات : در آيات مذكور از ادوات عموم كه خبرى نبود و فقط فرمود : الّا من ظلم . . . كه منظور اينست كه : يحبّ الله الجهر بالسوء من القول ممّن ظلم امّا نزد چه كسانى ؟ در آيه ذكر نشده و اگر بخواهيم از اطلاق آيه استفاده كنيم مىبايست اوّل اطلاقى درست بشود و آن هم در گرو مقدمات حكمت است و يكى از مقدمات حكمت اينست كه : مولى در مقام بيان باشد آن هم نه به منظور اصل تشريع حكمى به نحو سربسته ، بلكه به منظور امتثال و عمل مكلّف ، و متأسّفانه نسبت به نوع آيات الاحكام اين معنا محرز نيست زيرا غالبا در مقام اصل تشريع هستند نه در مقام بيان جزئيات و لذا جا دارد كسى بگويد : آيات از اين حيث در مقام بيان نيست و نتوان به اطلاق آنها تمسّك كرد . و امّا سه روايت كه در تفسير آيه نقل شد : اوّلا همهء آنها ضعيف السند هستند ، زيرا كه روايت تفسير قمّى محتمل است اصلا روايت نباشد و تفسير خود على بن ابراهيم باشد و روايت دوّم از تفسير عياشى هم ضعيف است ، روايت سوّم هم كه از مجمع البيان نقل شد مرسله است ، و با وجود ضعف سند اينها حجّيت ندارند تا كسى در مقدار دلالت آنها بحثى بكند يا نه و اينكه آيا اطلاق دارند يا نه . و ثانيا اين روايات وارده در تفسير آيه ، معارض هم دارند زيرا كه در تفسير