گروه دوّم امام جائر بود ، در اينجا دو احتمال است .
1 - امام جائر كه حرمتى ندارد بخاطر جائر و ستمگر بودنش است پس غيبت هر جائر و ظالمى روا است و هو المطلوب .
2 - او كه احترام ندارد بخاطر اينست كه معلن به فسق است و آشكارا جور مىكند نه صرفا بخاطر جائر بودنش پس به درد ما نمىخورد ولى اين احتمال مردود است چون در فراز سوّم فاسق معلن به فسق را گفته و نيازى نبود كه امام جائر را قبلا جدا بياورد ، پس احتمال اوّل صحيح است كه امام جائر بخاطر جورش احترام ندارد و العلّة تعمّم ، پس هر جائرى احترام ندارد و جايز الغيبه است .
مؤيد چهارم : حديث نبوى صلى اللّه عليه و آله مىفرمايد : لصاحب الحق مقال « 1 » كه شهيد ثانى آن را به صورت مرسل نقل كرده و معنايش اينست كه صاحب حق مقال و گفتارى دارد و اين اطلاق دارد و غيبت كردن من له الحق از من عليه الحق را مىگيرد .
قوله : و الظاهر : پس از بيان اصل مطلب و اينكه غيبت ظالم در مقام تظلّم و شكوى جايز است ، سه فرع را ذيلا مطرح مىكنند :
فرع اوّل :
گاهى مظلوم به هركس كه مىرسد اظهار ظلم نموده و از ظالم بدگوئى و غيبت مىكند چه كسانى كه داراى مقام و موقعيت و نفوذ و اقتدار اجتماعى هستند و اميدوار است كه به وى كمك نموده و ظلم ظالم را از او ازاله كنند ، و چه آنان كه چنين ويژگيهائى را ندارند ، و گاهى فقط نزد اهلش و كسانى كه بتوانند جلو ظلم را بگيرند و مظلوم اميد اين دارد كه آنان اقدام عملى نمايند و . . . اظهار ظلم كرده و جهر به سوء مىكند .
هامش
( 1 ) كشف الريبه ص 77 .