تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
آيه خيلى عام است و دائره‌اش وسيع است و اينكه : هر كس به نحوى مظلوم واقع شد حق دارد از ظالم غيبت كند و پشت‌سرش اظهار ظلم او بنمايد و . . . و هو المطلوب كه آيه به عمومش غيبت ظالم را مىگيرد . روايت سوّم : اين روايت هم قريب به روايت دوّم است و مرحوم طبرسى در مجمع البيان نقل كرده و باز بناچار همان توجيه روايت قبل را دارد ولى شاهد مطلب ما هست و دليل بر عموم آيه مىباشد و آن اينكه : ميهمان وارد منزل كسى مىشود و او پذيرائى از اين وارد را نيك انجام نمىدهد در اين صورت پس باكى نيست كه وى از اين ميزبان به بدى ياد كند و عيب و ايراد او را در پذيرائى از ميهمان بازگو كند « 1 » قوله : و يويّد : و امّا چهار مؤيّد براى اثبات حكم يعنى استثناء و جواز غيبت ظالم : مؤيد اوّل : به مظلوم تعدّى شده ، و از خود دفاع نتوانسته بكند ، حال اگر بگوئيم حق ندارد نزد ديگران هم بگويد ، و داد بزند و جهر به سوء داشته باشد و لا اقلّ اين مقدار خنك كردن دل را هم از او دريغ كنيم كه او سكته مىكند و حرج عظيم پيدا مىكند و در تنگنا واقع مىشود و عسر و حرج در اسلام منفى است پس مىتواند اظهار ظلم كند و عقده دل را بگشايد . مؤيد دوّم : تشريع جواز غيبت ظالم در اسلام حكيمانه است زيرا بدين وسيله گمان مىرود كه ظالم از ظلمش ردع شود و هوس ظلم نكند و اين مصلحتى است خالى از هر نوع مفسده‌اى و وقتى جواز مصلحت داشت و مفسده نداشت ديگر مانعى ندارد چون احكام تابع مصالح و مفاسد است و غيبت ظالم مصلحت دارد پس جايز است [ جواز به معناى اعم كه با استحباب هم مىسازد . ] مؤيد سوّم : در روايت ابى البخترى خوانديم : سه گروه حرمتى ندارند ،
هامش
( 1 ) مجمع البيان ج 2 ص 131 .