تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
دفاعى جايز . ] كيفيت استدلال : به مظلوم اجازه داده شد كه در مقابل ، او هم ظلم كند و اين ظلم اطلاق دارد و شامل غيبت كردن و اظهار ظلم و رسوا كردن او هم مىشود . روايت دوّم : در تفسير عيّاشى از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله نقل شده : هر كس قومى را ضيافت كند پس ضيافت و پذيرائى از آنان را بد انجام دهد ، چنين كسى نسبت به ميهمانان ظالم است ، و آن قوم و ضيوف از كسانى هستند كه مظلوم واقع شده‌اند و مصداق الّا من ظلم در آيهء شريفه هستند ، آنگاه باكى بر آنها نخواهد بود در آنچه كه در مورد اين ميزبان بگويند و به زبان آورند . « 1 » قوله : و هذه الرواية : مرحوم شيخ مىفرمايند : [ با توجه به اينكه اسائه و بدى كردن در حق ميهمانان مقول بالتشكيك است و مراتبى دارد و نازلترين مراتب آنست كه مثلا جاى خوب را به ضيف نداده ، پيش‌پاى او بلند نشده ، ظرف او را پر از گوشت نكرده ، به هنگام خداحافظى تا جلوى درب منزل آنها را بدرقه نكرده ، موقع ورود به استقبال آنها نرفته و . . . تا برسد به اينكه به آنها ناسزا گفته ، آنها را كتك زده ، مسخره كرده ، از منزل بيرون كرده ، اموال آنها را سرقت كرده و . . . و واضح است كه همهء مراحل اسائه مجوّز غيبت و هتك حرمت ميزبان نيست . روى اين اصل مىفرمايند : ] اگرچه بناچار بايد روايت را توجيه كرد و گفت به اينكه : مراد از اسائه آن مراحل اعلاى آن است يعنى كارى كرده كه ظلم به ضيوف باشد ، هتك حرمت آنها باشد ، آنها را مسخره كرده و . . . ولى از اين جهت به درد ما مىخورد كه دلالت مىكند بر اينكه : من ظلم در
هامش
( 1 ) تفسير عياشى ج 1 ص 283 حديث 296 .