ظالم و اظهار ظلم او است يعنى ظالمى به مظلومى ستم كرده و او نتوانسته از خود دفاع كند در اينجا حق دارد نزد ديگران نزد بزرگ فاميل ، رئيس قبيله ، كدخداى محلّ ، قاضى و . . . مظالم او را بيان كند و از دست او شكايت نمايد ، و لا فرق در اينكه ظالم متجاهر به ظلم باشد يعنى آشكارا نزد ديگران به او ستم كرده يا متستّر باشد يعنى مخفيانه وارد منزل او شده و او را كتك كارى كرده ، به او ناسزا گفته ، اموال او را به زور گرفته و . . .
[ از همينجا مىفهميم كه تظلّم عنوانى جداى از تجاهر به فسق است زيرا اگر ظلم متجاهر به مجوّز بود اين مصداقى از تجاهر به فسق بود ولى اعمّ - مىگيريم تا جدا باشد و در حقيقت ميان اين دو عنوان عموم و خصوص من وجه است :
ماده اجتماع : آشكارا را به كسى ستم روا دارد اين هم ظلم است و تظلّم مىطلبد و هم تجاهر به فسق .
ماده افتراق : آشكارا شرب خمر كند و حقّى از حقوق خدا را زير پا بگذارد اين تجاهر به گناه هست ولى ظلم به كسى و تظلّم نيست .
ماده افتراق : مخفيانه ظلم كند اينجا تظلّم روا است ولى تجاهر صدق نمىكند . ]
حال در مقام تظلّم و دادخواهى هم اظهار ظلم و غيبت ظالم نزد اين و آن جايز است .
و ادّلهء مطلب عبارتست از دو آيه ، سه روايت در تفسير آيه ، و چهار مؤيّد .
امّا دو آيه : دو آيه از قرآن به اطلاق يا عمومش ما نحن فيه را شامل است :
آيهء اوّل :
وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولئِكَ ما عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ ، إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَظْلِمُونَ النَّاسَ وَ يَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ
« 1 » ترجمه :
هر آينه كسانى كه پس از مظلوم شدن [ مصدر به معناى اسم مفعول است ] يارى
هامش
( 1 ) سورهء شورى آيه 41 و 42 .