تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
مىگويد : براى اينكه به مؤمنين كمك كنم و گره از كار آنها برگيرم و . . . و در واقع هم دروغ مىگويد ولى جز عدّه قليلى از كذب بودن اين ادّعا خبر ندارند و خيال مىكنند كه راست مىگويد و اصالة الصحة هم مىگويد حمل بر صحّت كن در اين فرض هم تا محرز نشده كه دروغ مىگويد ، متستّر بوده و عذرش پذيرفته است و غيبتش جايز نيست . 7 - و گاهى قبيح را مرتكب مىشود و محملى هم ذكر مىكند ولى عذرى كه مىآورد بدتر از گناه است و همه كس مىفهمند كه دروغ مىگويد و به قصد كمك به مسلمانان و زير ظالم نشده بلكه براى جهات دنيوى و نامشروع به دستگاه ظلمه كمك مىكند و . . . وفسقش از كفر ابليس هم مشهورتر است باز چنين كسى ولو خود را محقّ مىداند و سعى در تبرئهء خود دارد ولى از متجاهر بودن خارج نشده و غيبت او حرام نمىشود . [ از مجموعه صور مذكور سه صورت 5 و 6 و 7 در مكاسب مطرح شده است . ] فرع قوله : و لو كان متجاهرا : اشخاصى كه قبيحى را مرتكب مىشوند از لحاظ متستّر بودن و متجاهر بودن به سه دسته تقسيم مىشوند : 1 - گروهى نسبت به همهء قبائحى كه انجام مىدهند آن هم نسبت به همهء بلاد و مناطق و اشخاص ، متستّر هستند يعنى به هيچ وجه حاضر نيستند كسى از مردم منطقهء خودشان يا ديگر نقاط جهان از كمترين كار خلاف آنان مطلّع شود و آنها را نزد اين و آن بازگو كند غيبت اين گروه از حيث متجاهر بودن جايز نيست زيرا كه متستّر هستند نه متجاهر . 2 - گروهى هم نسبت به كليّهء زشتيهائى كه مرتكب مىشوند آن هم نسبت