تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
مىشود و اگر غيبت در گناهان سنگين‌تر و ذكر اين قبايح جايز است پس ذكر قبايح سبكتر و كوچكتر بطريق اولى جايز است به عنوان مثال : كسى كه تجاهر به لواط مىكند و آشكارا عمل قوم لوط را انجام مىدهد و غيبتش در اين جهت جايز است پس غيبتش در اينكه بگوئيم : فلانى متعرض زنان اجنبيّه مىشود و مزاحمت فراهم مىكند هم جايز خواهد بود . يا مثلا كسى كه متجاهر به قطاع الطريق بودن است مىتوانيم بگوئيم : فلانى سارق هم هست . يا مثلا كسى كه متجاهر به جلّاد سلطان بودن است و آشكارا مردمان را مىكشد و دست و پا قطع مىكند و مثله مىنمايد و . . . و غيبتش در اين جهات جايز است پس اگر مخفيانه شراب هم مىنوشد بطريق اولى مىتوان غيبتش را كرد در شرب خمر ، يا كسى كه متجاهر به قبائح معروفه و گناهان كبيره است نسبت به هر عمل قبيح ديگر ولو متستّر باشد غيبتش جايز است كه بگوئيم : فلان يفعل كذا و كذا . . . [ و امّا قسم دوّم و سوّم از معاصى مستوره خير اگر غيبت متجاهر جايز است دليل ندارد كه غيبت متستّر را هم جايز بدانيم . ] قوله : و لعلّ : روايت هم كه فرمود : من القى جلباب الحياء . . . يعنى جامهء حيا را از تن بيرون آورده و دور افكنده است . . . شايد منظور همين كسانى باشند كه آشكارا قبائح معروفه را انجام مىدهند ، نه اينكه منظور كسى باشد كه احيانا به معصيت خاصّه‌اى متجاهر است ولى نسبت به بقيّه متستّر است فى المثل از اعوان ظلمه شده و همه اين را مىدانند ولى نسبت به شرب خمر - قماربازى ، ظلم كردن و . . . اگر هم مىكند در خفا مىكند و دوست ندارد آشكارا شود چنين كسى را نتوان گفت : پوستين حياء بدرآورده و بىحيائى پيشه كرده است .