تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
قوله : ثم المراد : فرع 3 - انسانى كه متجاهر به فسق است يعنى علنا كار قبيحى را مرتكب مىشود صور گوناگونى قابل تصوير است : 1 - گاهى جاهل به جهل مركب است يعنى واقعا و بينه و بين الله معتقد است كه فلان كار چون حلال است انجام مىدهد ولى ما مىدانيم كه اسلام آن را حرام كرده ، چنين كسى متجاهر به فسق نيست ولو متجاهر به آن كار باشد . 2 - گاهى جاهل به جهل بسيط است يعنى شك دارد چه شبهه حكميّه و چه موضوعيّه و عند الشك با اصل برائت و . . . آن كار را مرتكب مىشود ولى ما مىدانيم كه در واقع حرام است باز هم اين كس متجاهر به فسق نيست . 3 - و گاهى شخص مرتكب ، متجرّى است يعنى به خيال اينكه اين كار قبيح است انجام داد سپس معلوم شد كه قبيح نبوده اين آدم متجرّى است و عندنا متجرّى عقاب ندارد پس باز هم متجاهر به قبيح و فسق واقعى نيست . 4 - و گاهى با علم به قبح ، قبيح واقعى را مرتكب مىشود امّا از باب ضرورت و ناچارى مثلا در مقام تقيّه و . . . باز هم متجاهر به فسق نيست . 5 - و گاهى با علم و عمد و بدون هيچ عذرى قبيح را به عنوان اينكه قبيح است و حرام است و مىداند ولى عمدا گناه مىكند و مرتكب حرام مىشود و هيچ توجيهى هم براى كار خود ندارد و اگر از او بپرسى مىگويد : مىدانم كه حرام است ولى باز هم مرتكب مىشوم ، آنكه متجاهر به فسق است يك چنين انسانى است . 6 - و گاهى با علم و عمد قبيح را مرتكب مىشود ولى براى كار خود محمل و توجيهى هم ذكر مىكند آن هم محملى كه اكثر مردم فساد و بطلان و كذب بودن آن را نمىفهمند و احتمال مىدهند كه راست بگويد مثلا از عمّال ظلمه شده و وقتى مىگوئيم : چرا به دربار ظلمه رفته‌اى ؟
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 338 | على محمدى خراسانى