تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
روايت چهارم : امام عليه السّلام فرمود : هر كسى كه داراى سه ويژگى باشد : 1 - وقتى با مردمان معامله [ دادوستد ، رفت‌وآمد و . . . ] مىكند به آنان ستم نكند . 2 - وقتى با مردمان سخن مىگويد به آنان دروغ نگويد . 3 - وقتى به كسى وعده‌اى مىدهد خلف وعده نداشته باشد . چنين انسانى از كسانى است كه مروّت و جوانمردى و انسانيّتش كامل است ، و سزد كه با او طرح دوستى و برادرى ريخته شود ، و عدالتش آشكارا گشته است ، و غيبت چنين كسى حرام است « 1 » « محلّ شاهد » . كيفيت استدلال : مفهوم شرط اين حديث آنست كه : پس كسى كه داراى آن سه صفت نباشد [ يعنى عند المعامله ستم مىكند ، عند التكلّم دروغ مىگويد ، عند الوعد تخلّف مىكند كه طبعا چنين كسى متجاهر به فسق خواهد بود و مردمان او را به اين عنوان خواهند شناخت . ] نه مروّتش كامل است ، نه اخوّتش سزارار ، نه عدلش ظاهر ، و نه غيبتش حرام است . پس باز هم به حكم مفهوم شرط اين حديث ، غيبت متجاهر به فسق جايز است . لسان هم لسان تخصيص است نه حكومت . روايت پنجم : صحيحهء ابن ابى يعفور : اين صحيحه در مورد عدالت وارد شده است و پس از تعريف عدالت فرموده : نشانهء وجود عدالت در كسى آنست كه نسبت به عيوبش ساتر و پوشنده باشد تا بر مسلمين تفتيش و تجسّس از ساير لغزشهاى او حرام باشد و حق نداشته باشند از ساير عيوب او كاوش كنند . « 2 » كيفيت استدلال : در اين حديث حرمت تفتيش بر ساتر العيب بودن مترتب شده است و مفهوم كلام اينست كه : پس اگر ساتر نبود تفتيش هم حرام نيست .
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ج 8 ص 598 باب 153 حديث / 2 . ( 2 ) وسائل الشيعه ج 18 ص 288 باب 41 من ابواب الشهادات .