تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
جايز است . و دليل بر جواز و مستثنا بودن آن از عمومات و اطلاقات حرمت ، سه امر است : الف : چنان كه قبلا در مقدّمه مستثنيات غيبت ذكر شد و پيش از آن هم در بحث موضوعى آورديم عندنا غيبت اين بود كه : ان تقول فى اخيك ما ستره اللّه ، و در مورد متجاهر به فسق ، عيب مستور يا شخص متستّرى نيست ، پس ذكر عيوب او غيبت نيست . و عند المشهور هم غيبت اين بود : ذكرك اخاك بما يكرهه . و واضح است كه كسى كه آشكارا فسق مرتكب مىشود و باكى از اصل ظهور آن بر ديگران ندارد ، طبعا از ذكر آن عيب نزد ديگران هم متأذى و ناراحت نمىشود و آن را مكروه نمىدارد و لذا باز هم حرام نيست چون ملاك ذكر به ما يكرهه است نه بما لا يكرهه . قوله : نعم : اصل ظهور يا ذكر را كراهت ندارد و ذكر حرام نيست ، آرى اگر ذاكر اين ذكر را در مقام مذمت و تعيير متجاهر به فسق ، استفاده كند ، البته متجاهر هم يك جو غيرت دارد و ناراحت مىشود كه كسى او را ملامت و سرزنش كند و على القاعده بايد گفت از باب مذمت و تعيير حرام است ، ولى خير مذمّت چنين كسى هم بر همان فسق متجاهر به ، حرام نيست چرا كه لعن و نفرين و سبّ او حرام نيست پس ذمّش بالاولويّه حرام نخواهد بود . پس عمومات باب غيبت هيچكدام متجاهر به فسق را شامل نيست و غيبت او حرام نيست . ب : مضافا به آنچه كه در كلام بعض از اهل لغت از قبيل جوهرى در صحاح ذكر شد كه گفته بود : الغيبة ان يتكلم خلف انسان مستور . . . كه كلمهء