تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
بحث موضوعى به آن اشاره‌اى داشتيم ، سپس فرموده : ضابطه و قاعدهء كليّه در باب غيبت حرام عبارتست از : هر كارى كه كنندهء آن هدفش از انجام آن كار هتك حرمت مؤمن و ريختن آبروى او باشد ، يا هدفش تفكّه و تلذّذ و فكاهى گفتن با عرض مؤمن باشد ، يا هدفش خنداندن مردمان بوسيلهء عرض مؤمن باشد . [ مثلا مثل آدم اعرج راه رود ، مثل احول بنگرد ، مثل مؤوف اللسان سخن بگويد و . . . ] حال هر كارى كه به اين قصدهاى حرام و نامشروع انجام بگيرد او غيبت است و حرام . [ نكته : از نظر مرحوم شيخ ملاك حرمت عبارت از انتقاص مؤمن و متأذى شدنش چه غيبت‌كننده قصد ذمّ و تنقيص داشته باشد يا نه و قبلا مبسوطا ذكر شد . ولى از نظر محقّق ثانى ملاك حرمت غيبت همانا قصد هتك و . . . مىباشد كه فاعل فعلش را با اين قصد و در اين مقام و به اين نيّت انجام دهد . ] و امّا هر كارى [ قولى - كتبى - اشاره‌اى - فعلى كه مبيّن عيوب و نقائص ديگران باشد . ] به قصدهاى مذكور انجام نگيرد بلكه براى يك غرض و هدف صحيحى [ كه ضمنا اهمّ از مفسدهء غيبت باشد . ] آن كار حرام نخواهد بود و آن غيبت مانعى نخواهد داشت . سپس چند مثال زده : 1 - نصح مستشير : شخصى به شما اعتماد كرده و با شما مشورت مىكند كه آيا با فلانى تجارت بكنم يا نه ؟ آيا سرمايه‌ام را به عنوان مضاربه در اختيارش بگذارم يا نه ؟ آيا به فلانى دختر بدهم يا نه ؟ آيا از فلانى زن بگيرم يا نه ؟ آيا بدرس فلان استاد بروم يا نه ؟ آيا فلانى را به اين مسئوليّت حسّاس نصب بكنم يا نه ؟ و . . . شما در مقام مشورت از باب خيرخواهى بايد واقع را بگوئى و اگر فلانى عيوبى دارد متذكّر شوى تا مشورت‌كننده با علم و آگاهى اقدام بكند يا خير ، و بيان