تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
ذكر مساوى و بديها و زشتيهاى ديگران جايز نيست . منتها ] آن عاملى كه مرخّص و مجوّز اين معنا است كه ما بتوانيم عيوب و بديهاى ديگران را بازگو كنيم ، عبارتست از وجود يك غرض صحيح و مشروعى كه امكان ندارد به آن برسيم مگر بوسيلهء همين غيبت كردن و ذكر مساوى ديگران « 1 » [ كه در اين فرض براى توصّل به آن هدف اهمّ ذكر مساوى الغير جايز مىشود . و اين همان مسئله اهمّ و مهمّ و قانون تزاحم است كه ما گفتيم . ] قوله : و على هذا : حالا كه ملاك كلّى را بدست آورديم و دانستيم كه حرمت غيبت به خاطر حفظ حرمت مؤمن است ولى گاهى مصلحت اهمّى ايجاب مىكند كه حرمت مؤمنى را زير پا بگذاريم و غيبت او جايز باشد و خلاصه اينكه : هر جا مصلحت مهمترى پيش آيد مجوّز غيبت مىشود مىگوئيم : مشهور فقهاء در باب مستثنيات غيبت ده مورد را آورده‌اند ولى از نظر ما منحصر به موارد مذكور نيست بلكه هر جا آن ملاك و ضابطه [ يعنى وجود مصلحت اهمّ ] باشد غيبت جايز مىشود چه از آن ده مورد باشد يا نه ، قوله : نعم الظاهر : فقط دو مورد از موارد مستثنيات غيبت هست كه در آنجا ملاحظهء ملاك مذكور نمىشود يعنى از ادلّه استفاده مىشود كه تعبّدا در آن دو مورد غيبت جايز است چه مصلحت اهمّى باشد يا نه ، و ما ابتدا همين دو مورد را عنوان مىكنيم و سپس روى ضابطهء مذكور پيش مىرويم : امّا دو مورد : 1 - متجاهر به فسق : شخصى كه تظاهر به فسق و فجور مىكند و علنا مرتكب معصيت مىشود و باكى ندارد از اينكه كسى بفهمد يا نه [ مثلا تظاهر به روزه‌خوارى مىكند ، تجاهر به شرب خمر مىكند و . . . ] چنين كسى غيبتش
هامش
( 1 ) كشف الريبه ص 77 .