2 - و گاهى بهگونهاى است كه هركدام از افراد محصوره از اينكه شخصى پشتسر آنها يكى از آنها را ولو به صورت مبهم و غير معين ذكر كند ، هر دو ناراحت مىشوند مثلا بگويد : يكى از دو فرزند زيد چنين و چنان است ، يكى از دو برادر بكر كذا و كذا ، يكى از دو خواهر هند كذا و كذا كه هركدام از دو فرزند يا برادر يا خواهر اين كلام را بشنوند متأذّى مىشوند ، آيا اين غيبت است يا خير ؟
مرحوم شيخ سه وجه ذكر مىكنند كه مبتنى بر اشتراط علم تفصيلى يا كفايت علم اجمالى در علم اصول است :
وجه اوّل : اين ذكر نسبت به هريك از دو فرد مرددّ غيبت است [ پس غيبت دو نفر را كرده و بايد دو عقاب باشد . ] زيرا كه هركدام را به چيزى كه كراهت دارند ياد كرده [ و غيبت هم عند المشهور ذكرك اخاك بما يكرهه است و تعيين شرط نيست . ] و آنكه هر دو از او ناراحت مىشود عبارتست از تعريض و در معرض قرار گرفتن براى يك احتمال قوى ، و آن اينكه اين فرزند يا برادر در معرض اين احتمال است كه شنونده احتمال دهد كه معيوب واقعى او است برادر يا فرزند ديگر هم در اين معرض قرار دارد ، پس غيبت هر دو است .
وجه دوّم : نسبت به هيچكدام از دو نفر غيبت نيست [ و در واقع علم تفصيلى لازم است ] چرا كه نسبت به معيوب واقعى هتك سترى نشد تا غيبت باشد [ غيبت هم اينست كه : ان تقول فى اخيك ما ستره الله . . . ] و در اين صورت ذكر يكى از دو نفر مثل اينست كه بگويد : يكى از اهل فلان شهر چنين و چنان است كه اين هم غيبت محسوب نمىشود چون نسبت به فرد خاصى هتك حرمت و كشف عيب مستور نشد .
البته ما نحن فيه با اين مثال اين فرق را دارند كه در مثال مذكور احتمالات زياد است و نسبت به افراد بلد يك در ميليون يا صد هزار و . . . مىباشد و لذا
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 301
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٠١