و پشتسر او هم نباشد ، ولى بدون ذكر اسم با فرض استحقاق بلامانع است و ردع هم واجب نيست [ و اينكه از كجا بهفميم كه غايب چنين استحقاقى را دارد يا نه ؟ و آيا سرزنش قائل بجا است يا بىجا ؟ ] از راه اصالة الصحة بايد فهميد .
قوله : و لو كان : و گاهى شخص مغتاب در نزد شنونده تفصيلا مجهول است ولى اجمالا معلوم است و شبهه هم شبههء محصورهء است ، يعنى شنونده احتمال مىدهد كه يكى از ده نفر يا بيست نفر مثلا فلان عيب را داشته باشد . خود اين دو فرض دارد :
1 - گاهى به نحوى است كه هيچكدام از ده يا بيست و . . . نفر از اينكه كسى يكى از آنها را به صورت لا على التعيين ذكر كند و عيبش را بگويد ، ناراحت نمىشوند در اينجا شبههء محصوره حكم شبههء غير محصوره را دارد يعنى همان دو احتمال مىآيد كه مشهور آن را غيبت ولى جايز مىدانند ، و ما آن را غيبت نمىدانيم .
مثلا شخصى بگويد : امروز يك عربى را ديدم يا نزد من آمد كه چنين و چنان بود [ و اين كذا و كذا او را مرددّ بين افراد محصور مىكند ] يا عجمى را ديدم كه كذا و كذا بود ، البته اين طرز ذكر و بيان خود دو فرض دارد :
الف : گاهى هدفش از گفتن عربى يا عجمى مذمت اين عنوان است كه عرب بودن يا عجم بودن را سرزنش مىكند اين حتما غيبت است و آن هم از همهء عربها و . . .
ب : گاهى هدفش از گفتن عربى يا عجمى تعريض به اين عنوان نيست بلكه صرفا بيان واقع است كه كسى كه نزد من آمد عرب زبان بود ، يا فارسى زبان بود و . . . ولى داراى فلان عيب بود ، اين صورت است كه اگر مرددّ بين چند نفر بود به نحوى كه ذكر شد يعنى احدى كراهت نداشت ملحق به شبههء غير محصوره است .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 300
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٠٠