نفس كند باز غيبت است ولى حرام نيست . [ شايد دليل مشهور اين باشد كه :
غيبت ذكرك اخاك بما يكرهه است چه در حضور ديگران و چه بدون حضور ديگران . ]
ولى شيخ مىفرمايد : ما در باب غيبت روى اخبار مستفيضه تكيه كرديم و طبق آن روايات ، غيبت ، ذكر عيب مستور و هتك ستر مستور است و اينجا كه دو كس هر دو باخبرند يا شخص خودش با خبر است و نزد خود بازگو مىكند اين كشف عيب مستور و هتك ستر مستور محسوب نمىشود و در نتيجه غيبت هم نيست و موضوعا خارج است .
قوله : و منه يظهر : تنبيه ششم : گاهى شخص مغتاب و غيبت شده از كسانى است كه براى شنونده كاملا معلوم و معيّن است و به علم تفصيلى او را مىشناسد در اين صورت بلاشك ذكر عيبى از عيوب مستور او غيبت است .
و گاهى شخص مغتاب نزد شنونده صد در صد مجهول است و اصلا نمىشناسد كه كيست نه تفصيلا و نه اجمالا ، بلكه ميان افراد و اشخاص غير محصور مرددّ است [ و به اصطلاح اصولى شبههء غير محصوره است . ]
مثلا مىگويد : امروز مردى نزد من آمد كه بخيل بود ، يا دنىّ و پست بود ، يا ذميم و بداخلاق بود و . . . كه رجل نكره است و احتمال اينكه چه كسى باشد بى نهايت است و هزاران احتمال وجود دارد ، آيا چنين ذكر عيبى هم غيبت است .
از ظاهر تعابير اكثر فقهاء استفاده مىشود كه اين نيز موضوعا داخل در غيبت است اگرچه حكما مستثنا بوده و خارج از حرمت است .
امّا دخول موضوعى : مشهور غيبت را ذكرك اخاك بما يكرهه مىدانند و اينجا نيز آن تعريف صادق است .
امّا خروج حكمى : از شروط حرمت غيبت عبارتست از تأثير نزد سامع ،
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 298
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٩٨