عوامل غيبت اشاره شده است و ما به نقل همان حديث بسنده مىكنيم :
[ اين مطالب را مرحوم شهيد ثانى در كشف الريبه مبسوطا شرح كرده است و به فارسى هم تحت عنوان « بيماريهاى روانى » ترجمه شده است . ]
امام صادق عليه السّلام فرموده : اصل و ريشهء غيبت ده امر است :
عامل اوّل : شفاء غيظ : شخصى از ديگرى بشدت خشمگين است و براى فرو نشاندن آتش خشم خود ، و شفاء قلب بيمارش ، و خنك كردن دلش شروع مىكند به بدگوئى .
عامل دوّم : مساعدت قومى : عدّهاى در مجلس خصوصى خود از اشخاصى غيبت مىكنند و انسان اگر با آنها همراهى نكند و شريك غيبت آنها نشود از او جدا مىشوند و او براى بقاء رابطه و دوستىاش با آنان تن به غيبت مىدهد .
[ آرى خط بازيها دوستىهاى نابجا اين آثار شوم را هم دارد و همين دوستىها است كه فرداى قيامت به دشمنى تبديل مىشود و بقول قرآن :
الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ
« 1 »
عامل سوّم : تصديق خبر بلا كشف : كلمهء بلا كشف صفت خبر است اى الخبر غير المنكشف ،
يعنى مثلا شخصى نزد شما آمده و مىگويد : در رابطه با فلانى حرفهائى شنيدهايم و مردم دربارهاش چنين و چنان مىگويند ، آيا راست است يا دورغ ؟
شما در جواب بگوئيد : آرى صحت دارد و نه تنها چنين و چنان كرده بلكه كارهاى ديگرى هم دارد و شروع بكنى به تصديق آن مخبر و همراهى با او و عيوب بيشترى را هم بر ملا سازى .
عامل چهارم : تهمت : مرحوم شهيدى از قول مرحوم جزائرى شرح اين
هامش
( 1 ) سورهء زخرف آيهء 67 .