[ به فرمودهء مرحوم شهيدى : مثل آنچه كه از شيخ مفيد ره نسبت به شيخ صدوق وارد شده كه در حواشى اعتقادات صدوق نقل شده ، و مثل آنچه از اين ادريس ره و محقّق حلّى ره نسبت به بزرگان متقدّم بر آنها صادر شده است . « 1 » ]
حال با اين تعابير چه كنيم ؟
شيخ مىفرمايد : بايد كلام بزرگان را توجيه كرد و يك محمل صحيحى براى آن پيدا كرد تا غيبت نباشد . [ و توجيه به اينست كه به فرمودهء مرحوم شهيدى : ولو بان يقال : انّ التعبير المذكور له مدخليّة تامّة فى ابطال الباطل و جعل البطلان مركوزا فى الاذهان حتّى لا يطمع فيه احد و يصير الصواب معمولا به فى كلّ زمان فيكون حينئذ مصلحة الذكر اقوى من مفسدته فيستثنى من حرمة الغيبه . « 2 » ]
قوله : اعوذ بالله : در پايان ، مرحوم شيخ مىفرمايد : به خدا پناه مىبريم از شرّ غرور علمى [ كه انسان چند صباحى درس بخواند و دانشمند شود ولى تقوى پيدا نكند و مغرور و متكبّر و خود محور شود و به همهء صاحبنظران بتازد و خدا محور نباشد . ] و از شرّ خودپسندى [ كه يكى از مهلكات است . ] و از حسدورزى انسان نسبت به ديگران [ كه يكى از عوامل مهمّ غيبت است . ] و از اينكه آدمى مستأكل به علم باشد و نان علمش را بخورد .
قوله : ثم انّ : تنبيه سوّم : انگيزههاى غيبت : سئوال اينست كه : چه عواملى باعث مىشود كه انسان تن به غيبت بدهد و از ديگران بدگوئى كند ؟ جواب : دواعى و انگيزههاى غيبت بسيار است و در يك روايتى از امام صادق عليه السّلام فهرستوار به ده عامل از
هامش
( 1 ) هداية الطالب ص 84 .
( 2 ) هداية الطالب ص 84 .