تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
ستمكار است ، نسبت به امر صلوة سهل‌انگار و سست است ، ركوع و سجودش را خوب و با آداب بجا نمىآورد ، از نجاسات پرهيز نمىكند ، نسبت به پدر و مادر نيكوكار نيست ، خود را از غيبت كردن حراست و نگهبانى نمىكند ، خود را از تعرّض نسبت به نواميس و عرض و آبروى ديگران پاسبانى نمىكند و . . . و امّا عيوبى كه مربوط به افعال و كارهاى عادى و دنيوى و روزمرّهء او است : مثلا فلانى بىادب يا كم تربيت است ، به مردم اعتنائى ندارد و آنها را خوار و كوچك مىشمارد ، براى هيچكس در دنيا بر خودش حقّى قائل نيست ، از همه طلبكار است ، پر حرف است ، زياده غذا مىخورد ، و پر خور است ، زيادى مىخوابد [ ممكن است عبارت نوم باشد و عطف بر ما سبق و كلمهء كثير بايد بيايد ، و شايد نؤوم بر وزن فعول و صيغهء مبالغهء نائم باشد يعنى كسى كه بسيار بسيار مىخوابد ] در مجالسى آنجاها كه جاى او نيست مىنشيند [ تكيه بر جاى بزرگان مىزند . ] و امّا عيوبى كه مربوط به متعلقات و شئون او باشد : مثلا فلانى آستين قبايش گشاد است [ نشانهء بزرگى و تبختر است . ] فلانى طويل الذيل است [ يعنى پيراهن بسيار بلندى مىپوشد كه ملاء و مترفين در جاهليّت چنين مىكردند و نوكرانى هم بايد دامن لباس آنها را بالا نگه مىداشتند تا بر زمين كشانده نشود ، چركين جامه است ، و . . . منزلش ، فرش منزل ، ماشين او و . . . چنين و چنان است . « 1 » قوله : ثم انّ : تنبيه دوّم : در روايات و كلمات فقهاء و اهل لغت با چهار تعبير در باب غيبت روبرو هستيم كه ظهور در غيبت با زبان دارد : 1 - كلمهء ذكر : ذكر اگرچه در لغت به معناى مطلق تذكر و يادآورى است
هامش
( 1 ) كشف الريبه ص 61 .