وصف مشعر به ذمّ . . . غيبت است يا خير ؟ دو نظريّه مطرح است :
1 - ما باشيم و ظاهر اخبار مستفيضه [ چهار روايتى كه تفصيل مىداد بين ما ستره الله و ما هو ظاهر ] بايد بگوئيم : دو صورت مذكور غيبت نيست چون غيبت ذكر عيب مستور است و در هر دو صورت عيب ظاهر است نه مستور .
2 - ولى اگر ما باشيم و ظاهر روايات ديگر [ از قبيل ذكرك اخاك بما يكرهه و . . . ] آن هم بنابراين احتمال كه ماء موصوله را به معناى نفس كلام بگيريم و بگوئيم منظور كراهت كلام است كه سه صورت را شامل بود و قبلا ذكر شد . [ نه بنابر احتمال ديگر كه موصول را به خود عيب بزنيم و بگوئيم مراد از كراهت عيب همان كراهت ظهور است كه باز منظور ظهور عيب مستور خواهد بود نه ذكر مطلق العيب . ] و نيز ما باشيم و ظواهر تعبيرات اهل لغت كه مثل روايات مطلق بود و سخن از خصوص عيب مستور نبود .
[ مگر در كلام جوهرى در صحاح كه سه احتمال داشت و بنابر احتمال 1 و 2 سخن از خصوص عيب مستور بود و بنابر احتمال ثالث سخن از مطلق العيب بود ] حال ما باشيم اين اطلاقات بايد بگوئيم : دو صورت 7 و 8 نيز غيبت است و از اين باب حرام است . و رأى اكثر فقهاء همين است .
قوله : و العمل : مرحوم شيخ مىفرمايد : اگرچه اكثر فقهاء به اطلاقات ذكرك اخاك بما يكرهه و . . . عمل كرده و فتوى به غيبت بودن اين دو صورت دادهاند ، ولى ما به اخبار مستفيضه عمل نموده و اينها را تقويت مىكنيم .
و دليل قوّت آنست كه : اوّلا اطلاقات [ چنان كه ذكر شد . ] داراى دو احتمال است و بالنتيجه اجمال دارد ، بر خلاف اخبار مستفيضه .
ثانيا بر فرض كه اطلاقات دو احتمالى نباشد و ظهور در اطلاق داشته باشند و مراد ذكر مطلق العيب باشد . ولى مىگوئيم : اخبار مستفيضه كه چهار حديث
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 284
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٨٤