صورت هفتم و هشتم از مجموعهء هشت صورت ، و قسم چهارم و پنجم از اقسام پنجگانهء صورت رابعه ، و فرض دوّم و سوّم از فرض عيب ظاهر آنست كه : شيئى مقول نقص است و نقص ظاهر هم هست ولى گوينده در مقام تنقيص آن را ذكر مىكند و قصد مذمت دارد .
مثلا به قصد استخفاف مىگويد : اى اعرج ، اى اشلّ و . . . يا اينكه گوينده هم اى چه بسا قصد تنقيص ندارد ولى وصف از اوصافى است كه فى نفسه مشعر به ذمّ است مثل فاسق و فاجر و . . .
در اين دو صورت هم دو بحث مطرح است :
1 - از جهت اصل حرمت : اين مسلّم است كه توصيف مذكور حرام است و عموماتى كه مىگويد : ايذاء مؤمن حرام است ، اهانت مؤمن حرام است « 1 » و تنابز به القاب حرام است [ مثل آيهء شريفه :
وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ
« 2 » ]
و عموماتى كه مىگويد : تعيير و سرزنش مؤمن بر گناهى كه كرده حرام است تا چه رسد به تعيير بر غير معصيت از نقصهاى خلقتى و . . . كه بطريق اولى حرام است .
و براى نمونه يك روايت از باب تعيير مىآوريم : رواياتى به اين مضمون داريم كه : هر كس مؤمن را بر معصيتى كه مرتكب شده تعيير و سرزنش كند [ اثر وضعىاش آنست كه : ] نخواهد مرد مگر اينكه خودش آن معصيت را مرتكب شود . « 3 »
پس جهت اهانت و ايذاء و تعيير و استخفاف مؤمن قعطا حرام است .
2 - از جهت غيبت بودن : امّا آيا ذكر عيب جلّى به قصد تنقيص ، يا ذكر
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ج 8 ص 587 تا 588 باب 145 و 146 .
( 2 ) سورهء حجرات آيهء / 11 و وسائل الشيعه ج 15 ص 132 باب / 30 .
( 3 ) وسائل الشيعه ج 8 ص 596 باب 151 .