متنفّر است و متأذّى و متأثر مىشود امّا قصد گوينده چه باشد ؟ مهم نيست . بويژه در اخبار مستفيضه اربعهاى كه تفصيل داد ميان عيب ظاهر و خفّى و صريحا فرمود : ذكر عيب ظاهر غيبت نيست ولى ذكر عيب مستور غيبت است .
و اين تفصيل با عدم قصد مذمّت و تنقيص سازگار است زيرا اگر قصد مذمت باشد كه قطعا حرام است چه عيب ظاهر را بگويد و چه خفّى را ، اگر قصد تنقيص نباشد جاى اين تفصيل است كه ذكر عيب مستور حرام است و عيب ظاهر خير .
قوله : و المنفى : اگر كسى بگويد : اخبار مستفيضه در مقام بيان موضوع است و متعرض حكم نيست يعنى فقط مىگويد : اگر عيب مستور را گفتى غيبت است و اگر عيب ظاهر را گفتى غيبت نيست امّا حكمش آيا حرمت است يا عدم حرمت ، متعرض اين جهت نيست . پس نتوان براى حكم به حرمت از آنها مدد گرفت .
مرحوم شيخ مىفرمايد : ظاهر سياق روايت بيان حكم است يعنى اگر عيب ظاهر را گفتى نه تنها غيبت نيست بلكه حرام هم نيست . [ شايد وجه اين ظهور سياق اين باشد كه : امام بما هو امام كارش صرفا بيان موضوع نيست بلكه شأن امام بيان حكم است و بيان موضوع مقدّمهء بيان حكم است ، پس اگر مىگويد : ذكر عيب مستور غيبت است يعنى حرام هم هست و اگر ذكر عيب ظاهر غيبت نيست پس حرام هم نيست . ]
قوله : لكن : به عقيدهء ما ذكر عيب مستور لا به قصد الانتقاص و الذمّ هم غيبت شد بدليل اطلاقات ، ولى مقتضاى تعريف شهيد ثانى در كشف الريبه آنست كه : ذكر عيب بدون قصد مذكور غيبت نيست ، چون ايشان در تعريف غيبت فرمودند :
ذكر الانسان فى غيبته بما يكره نسبته اليه ممّا يعدّ نقصا فى العرف به قصد
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 280
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٨٠