بالاتعتق الرقبة الكافرة و . . . به هر دو عمل مىشود و جاى تقييد نيست ، مگر كسى طرفدار مفهوم وصف باشد كه مشهور قائل نيستند .
حال ما نحن فيه از همين قسم است يعنى هر دو نافى هستند مطلق مىگويد : لا تذيعنّ . . . چه با قصد ذمّ و شين و چه بدون آن ، مقيّد هم كه آيه باشد مىگويد اشاعهء فحشاء با حبّ و قصد حرام است و صورت عدم قصد را متعرض نيست . فلا منافاة پس به مطلق عمل مىشود . ]
قوله : بل الظاهر : [ مرحوم شهيدى در حاشيه اين فراز را دليل لا يقيّد در فراز قبلى قرار داده و در نتيجه فرموده : بهتر بود بجاى « بل » « لانّ » بگويد « 1 »
ولى طبق بيانى كه ما كرديم ، لا يقيّد . . . جواب اوّل بود كه مبسوطا و جهش بيان شد و بل الظاهر . . . جواب ديگرى از اشكال مقدّر است . ] در جواب قبلى بر اين اساس مشى كرديم كه حفظ ظاهر كرده باشيم و كلمهء يحبّون به معناى دوست مىدارند باشد كه آن هم بدون قصد نمىشود . . . ولى در اين جواب با كلمهء بل اضراب مىخواهيم بگوئيم : اصلا مراد از يحبّون حبّ باطنى نيست بلكه مراد مجرّد انجام كارهائى است كه سبب شياع فاحشه مىشود و يحبّوناى يفعلون و يشيعون . . . [ در اوّل بحث غيبت هم به اين امر اشاره شد . ]
و اگر مراد اين باشد پس نه در صدر روايت و نه در ذيل آن كه استشهاد به آيه بود صحبتى از قصد ذمّ و اشاعهء فاحشه و . . . نيست .
[ و دليل اينكه مراد مجرّد فعل است دو امر مىباشد .
الف : از خارج يفين داريم كه مجرّد حبّ باطنى تا به مرحلهء عمل نرسد عقاب نداشته و موجب عذاب اليم نيست پس بايد گفت : مراد از يحبّوناى يفعلون . . .
هامش
( 1 ) هداية الطالب ص 83 .