قوله : و الملخّص : جمعبندى نهائى در بحث موضوعى و نظريّهء مرحوم شيخ در باب غيبت و اينكه اين موضوع از حيث سعه و ضيق تا كجا است ؟
بطور كلى صورى كه ابتداء متصور است هشت صورت مىباشد :
1 - شيئى مقول [ يعنى كلامى كه در مورد كسى به زبان آمده و پشت سرش وصفى از اوصاف او را به ميان آوردهايم . ]
گاهى از اوصافى است كه كمال و ارزش و مدح آن موصوف به اين صفات است مثلا پشتسرش گفتهايم : فلانى اهل تهجّد و نافله شب و خدمات و عبادات كذا و كذا است و . . . اين قسم قطعا و جزما غيبت نيست و از اين باب هم حرام نيست ، آرى اگر صاحب اين كارها از بيان خوبيهايش ناراحت مىشود و نمىخواهد ديگران از خيرات او باخبر شوند در اين صورت از باب ايذاء مؤمن گفتن آنها حرام است .
2 - شيئى مقول نه وصف كمال است و نه نقص ، نه موجب مدح است و نه ذمّ مثل ذكر اوصاف عاديّهء اشخاص كه فلانى تاجر است فلانى مهندس و . . . اين نيز قطعا غيبت نيست [ اين دو صورت را مرحوم شيخ نياوردهاند چون از بحث ما اجنبى هستند . ]
3 - شيئى مقول [ چيزى كه دربارهء كسى گفتهايم ] در واقع و عرفا و شرعا عيب محسوب نمىشود [ مثلا فلانى مجتهد نيست ، شاعر نيست ، طبيب نيست و . . . كه مجتهد نبودن عيب نيست و . . . ] حال اگر پشتسر كسى بگويند : فلانى مجتهد نيست ، اين غيبت نيست ، البته خود اين دو صورت دارد :
الف : خود آن شخص هم عقيدهاى به اجتهاد خود ندارد و قبول دارد كه مجتهد نيست .
ب : خود وى عقيدهمند به اجتهاد خويش است و خود را مجتهد مىداند
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 273
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٧٣