تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
بنابراين احتمال كلام جوهرى با اخبار مستفيضه موافق است زيرا كه چهار روايت مذكور هم مىگفت : غيبت آنست كه : تقول فى اخيك ما ستره الله يعنى عيب مستور او را بيان كنى ، اين بيان صحاح نيز همان را تداعى مىكند . 2 - كلمهء مستور وصف حقيقى خود انسان باشد و باصطلاح وصف به حال خود شيئى باشد و منظور از انسان مستور در مقابل انسان متجاهر است . يعنى برخى از افراد هستند كه متجاهر به فسق و فجور هستند و كار زشت مىكنند ضمنا از فهميدن ديگران هم باكى ندارند و اين گونه افراد غيبت ندارند « كما سيأتى . » ولى برخى از انسانها با اينكه معصيت مىكنند امّا حتى الامكان متستّر هستند يعنى مىخواهند ديگران از مفاسد آنها باخبر نشوند ، و در اينجا منظور همين گروه هستند آنگاه منظور از ماء موصول هم خصوص عيبى باشد كه مستور مانده نه مطلق العيب ، و مراد جوهرى اينست كه : انسان اگر پشت سر انسان متستّر عيب مستورى را بيان كرد كه او را ناخوش آمد اين غيبت است . باز هم كلام جوهرى با روايات مذكور موافق خواهد بود كه غيبت ذكر عيب مستور است . 3 - و محتمل است مراد از ماء موصول بيان مطلق العيب باشد چه عيبى كه مستور مانده و چه عيبى كه اتفاقا ظاهر شده ولو آن مرد قصد تستّر داشت . اگر اين معنا مراد باشد در اين صورت كلام صحاح با روايات مخالف خواهد بود چون روايات ذكر عيب مستور را غيبت دانست ولى كلام جوهرى ذكر مطلق عيب را چه مستور و چه ظاهر ، غيبت دانست . و چون در ماء موصوله هر دو احتمال محتمل است لذا شيخ فرموده : احتمل الموافقة [ اى للاخبار ، بنابر احتمال ثانى ] و المخالفة [ بنابر احتمال ثالث ] پس بنابر دو احتمال موافقت و بنابر يك احتمال مخالفت را نتيجه داد ، و روى همين كه احتمالاتى هست ، اين كلام را به عنوان مؤيّد آوردند نه يكدليل عليحدة .