تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
فلانى چشمش كذا است ، دماغش كذا و . . . ] يا نقصى در دين او است [ مثلا بگويد : فلانى در امور دين لاابالى است ، اعتقاداتش كذا ، نمازى كه مىخواند كذا و . . . ] و يا نقصى در متعلقين و متعلقات او باشد « 1 » [ مثلا فلانى با افراد پست و لئيم نشست‌وبرخاست دارد ، از خاندان پستى زن گرفته و . . . ] شيخ اعظم مىفرمايد : اين تعريف نيز ظهور دارد در اينكه مراد از ما يكره يعنى كلامى كه مكروه دارد ، چون فرمود : سواء كان به نقص كه حرف باء را آورد يعنى ذكر بواسطهء اينها باشد و آن با كلام است ، كلمهء لو سمعه هم به ماء موصول برمىگردد و ظهور دارد در شنيدن كلام چون كلام است كه شنيدنى است نه عيب خارجى ، و اينكه با لفظ بل ترقى آورد براى اينكه اين بعض ادّعاى تطابق اجماع و اخبار كرد يعنى صرفا قول يك نفر نيست بلكه قول همهء فقهاء و همهء اخبار همين است . قوله : و قال الشهيد : تعريف هفتم و آخرين تعريف از شهيد ثانى در كتاب كشف الريبة است : ايشان فرموده‌اند : غيبت عبارتست از ياد كردن انسانى در غيبت و نبودنش [ پشت سرش ] به چيزهائى كه از نسبت دادن آنها به او ناراحت مىشود ، آن هم از امورى كه در نزد عرف عيب و نقص شمرده مىشود ، آن هم گوينده به قصد انتقاص و مذمّت اين چيزها را به او نسبت دهد « 3 » [ قصد خوار و خفيف و خورد كردن طرف را دارد كه ناشى از بيمارى روانى او است . ] قوله : و يخرج : در تعريف شهيد ثانى كلمهء به قصد الانتقاص و الذّم بود و اين باعث شده تا
هامش
( 1 ) در اينكه مراد از اين بعض كيست به نتيجه‌اى نرسيديم . ( 3 ) كشف الريبه ص 51 .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 266 | على محمدى خراسانى