اگر كراهت داشت كه معصيت نمىشد پس ميل به قبائح دارد ولى رجلى مستور يا متستّر است نه متجاهر و نمىخواهد كه ديگران از اسرار او باخبر شوند [ از خداوند حيا نمىكند ولى از خلق خدا حيا مىكند و اين سوء استفاده از ستاريّت حق است . ]
پس يا احتمال ثانى مراد است كه يكره ظهوره و يا احتمال ثالث مراد است كه يكره ذكره [ اين نكته را هم مرحوم شيخ متعرض شدهاند . ]
قوله : و على هذا : تعريف مصباح از رواياتى چند هم استفاده مىشود كه شايد منشأ آن تعريف همين روايات باشد ، و آنها عبارتند از :
1 - جناب ابى ذر از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله پيرامون غيبت سئوال كرد .
حضرت صلى اللّه عليه و آله فرمودند : انّها ذكرك اخاك بما يكرهه ، يعنى برادر دينىات را به آنچه كه او را مكروه مىدارد ياد كنى « 1 » [ خلاصه عيوبش را بازگو كنى . ]
2 - در حديث نبوىّ ديگر مىخوانيم : رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمودند : آيا مىدانيد غيبت چيست ؟ حضّار جواب دادند ، خدا و رسول خدا داناترند ، حضرت فرمود :
ذكرك اخاك بما يكره « 2 »
قوله : و لذا قال : تعريف چهارم از غيبت : محقق ثانى در جامع المقاصد فرموده : حدّ يا حقيقت غيبت طبق آنچه كه در روايات آمده عبارتست از : اينكه بگوئى در حق برادر دينىات آنچه را كه او مكروه مىدارد اگر بشنود ، آن هم از عيوبى كه در او هست « 3 » [ و گرنه بهتان مىشود ]
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ج 8 ص 598 باب 151 حديث / 9 .
( 2 ) كشف الريبه ص 52 ، تنبيه الخواطر ص 126 .
( 3 ) جامع المقاصد ج 4 ص 27 .