6 - عيب از عيوبى باشد كه شنونده مكروه مىدارد آن را و از شنيدن آن متأذّى مىشود پس اگر از اين عيوب نباشد باز غيبت نيست .
7 - مراد از ماء موصول در هر سه تعريف عبارتست از نفس عيب و نقصى كه در انسان هست چون در هر سه كتاب با من بيانيّه از موصول رفع ابهام كرده و فرموده : من العيوب ، من السوء و . . . اين نكته را نيز مصنف متعرض شده .
8 - كلمهء يكرهه كه در عبارت مصباح آمده و ضمير به ماء موصول برمى گردد و مراد از موصول هم عيب و نقص شد ، ظاهرش اينست كه : انسان كراهت دارد آن عيب را و در اينكه مراد از كراهت عيب چيست ؟ سه احتمال وجود دارد :
1 - منظور كراهت اصل وجود عيب باشد .
2 - منظور كراهت ظهور العيب باشد يعنى اصل وجود آن را مكروه نمىدارد ولى ظهور و آشكار شدن آن را بر ديگران و فاش شدنش را مكروه مىدارد .
3 - منظور كراهت ذكر العيب باشد يعنى ظهورش را هم مكروه نمىدارد چون عيبى است كه خود به خود ظاهر است و در عضوى از اعضاء بدن او از قبيل دست و پا و . . . مشهود است ولى اينكه ديگران بر سر هر كوى و برزن او را با اين وصف و عيب ياد كنند ناراحت و مغموم مىگردد .
از اين سه احتمال ، احتمال اوّل قطعا مراد نيست زيرا كه اگرچه پارهاى از عيوب هست كه انسان اصل وجود آنها را كراهت دارد و نمىتواند هم بر طرف كند مثل جذام و برص و . . . ولى كثيرى از عيوب و نقائص است كه آدمى اصل وجود آنها را كراهت ندارد بلكه ميل و اراده هم دارد امّا نمىخواهد ديگران بفهمند .
مثل كثيرى از اهل المعاصى كه وقتى معصيت مىكند يعنى اراده دارد و الّا
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 262
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٦٢