تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
آنكه اين ما يكرهه حق است [ چون اگر باطل و كذب باشد كه بهتان مىشود ] بعد هم گفته : اسم مصدر اغتاب ، غيبت است « 1 » تعريف دوّم : قاموس گويد : غابه عابه و ذكره بما فيه من السوء ، يعنى عرب مىگويد : غابه ، يعنى عيب كرد او را و تنقيص نمود و او را به آنچه در او است از سوء و بدى و به زشتى ياد كرد . « 2 » تعريف سوّم : نهايه گويد : الغيبة ان يذكر الانسان فى غيبته بسوء ممّا يكون فيه ، يعنى غيبت آنست كه انسانى در پشت سرش ياد شود به سوء و عيبى كه در او وجود دارد . « 3 » قوله : و الظاهر : از مجموعهء تعاريف مذكور نكاتى در باب غيبت استخراج مىشود كه مرحوم شيخ به گوشه‌هائى آن هم به صورت پراكنده اشاره كرده‌اند و مرحوم شهيدى در حاشيه « 4 » و مرحوم ايروانى در حاشيه « 5 » اين نكات را به صورت كاملترى آورده‌اند و ما در اينجا به آن نكات اشاره مىكنيم و فهرست‌وار بيان مىكنيم : 1 - از خود واژه اغتياب و غيبت بوضوح فهميده مىشود كه بايد انسانى كه عيوبش ذكر مىشود غايب باشد و يا اگر در مجلس حاضر است ملتفت نباشد كه در حكم غايب است . 2 - كلمهء ذكر ظهور در ذكر لسانى دارد يعنى به زبان عيبى از عيوب كسى را بيان كند ولى سيأتى در كلمات مرحوم شيخ كه به كتابت يا اشاره يا عمل و . . . را هم به وحدت مناط شامل است .
هامش
( 1 ) المصباح المنير ص 458 مادّة غيب . ( 2 ) القاموس المحيط ج 1 ص 112 مادّة غيب . ( 3 ) النهاية لابن الاثير ج 3 ص 399 مادّة غيب . ( 4 ) هداية الطالب ص 78 و 79 . ( 5 ) حاشية المكاسب ص 33 .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 260 | على محمدى خراسانى