اطلاقات نيست بلكه در رواياتى تصريح شده به اينكه : غيبت شونده متأثر شود و مكروه بدارد آن سخنان را و ذكرك اخاك بما يكرهه و اين در دو گروه مذكور نيست . ]
قوله : بقى الكلام : در باب غيبت به ترتيب پنج مطلب و يك خاتمه مطرح است :
مطلب اوّل بحث حكمى بود كه تا به حال بيان شد و به حكم ادّلهء اربعه دانستيم كه غيبت حرام است و بلكه از گناهان كبيره است .
مطلب دوّم از مطالب باب غيبت ، راجع به بحث موضوعى است يعنى بيان معناى كلمهء غيبت ، و همانطورى كه غناء معركهء آراء بود و تعاريف گوناگونى از اهل لغت و از فقهاء دربارهء آن مطرح شد ، هكذا غيبت هم معركهء آراء است و تعاريف گوناگونى درباره آن شده ، ابتدا ريشهء صرفى اين كلمه را بررسى مىكنيم :
سه احتمال در واژهء غيبت وجود دارد :
1 - غيبت به كسر غين بر وزن سيرت ، و اسم مصدر از باب افتعال باشد و مصدر آن اغتياب است ، مثل اعتصاب و عصبه ، اعتكاف و عكفه و . . .
2 - غيبت به كسر غين بر وزن فعلة و مصدر فعل غاب يغيب باشد .
3 - غيبت به فتح غين بر وزن رحمت و مصدر دوّم باب غاب يغيب غيبا و غيبة ، كه البته مصادر ديگر هم دارد كه در كتب لغت ذكر شده است .
و امّا تعاريف : از مجموعهء كلمات لغويّين و فقهاء به هفت تعريف در مكاسب اشاره شده :
تعريف اوّل : مصباح گويد : اغتابه اذا ذكره بما يكرهه من العيوب و هو حقّ .
يعنى عرب مىگويد : اغتابه و اين را وقتى مىگويند كه : انسانى ياد كند انسان ديگر را به چيزهائى كه او آنها را مكروه مىدارد و آنها عبارتند از عيوب ، و حال
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 259
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٥٩