است پس نبايد غير مكلّفين را بگيرد خواهيم گفت : اگرچه خطاب به مكلّفين است ولى اطفال آنها را هم شامل است و مع التوسّع آنها را نيز از مكلّفين محسوب كرده است از باب تغليب و غلبه دادن جان مكلّفين بر غير مكلّفين .
د : در روايات غيبت روى كلمهء مؤمن تكيه شده و غيبت مؤمن تحريم شده است و جا دارد كسى ادّعا كند كه لفظ مؤمن بر صبى مميّز هم صادق است [ و به قول مصباح الفقاهة : بل قد يكون اكمل ايمانا من اكثر البالغين « 1 » ] پس مىتوان گفت :
صبّى مميّز مؤمن است « صغرى » و غيبت مؤمن حرام است « كبرى »
پس غيبت صبى مميّز حرام است « نتيجه »
قوله : مطلقا او فى الجمله : اين دو كلمه داراى احتمالاتى است :
1 - مطلقا يعنى چه مراهق باشد يا نه ، فى الجمله يعنى اگر مراهق است .
2 - مطلقا يعنى چه اظهار ايمان بكند يا نه ، فى الجمله يعنى اگر اظهار ايمان كند .
3 - مطلقا يعنى مع الاعتقاد بالعقائد الحقّه ام لا ، فى الجملة يعنى مع الاعتقاد بالعقائد الحقّة .
پس به چهار بيان نتيجه مىگيريم كه غيبت كردن از صبّى مميّز هم حرام است .
[ ضمن اينكه در روايات روى كلمهء كراهت داشتن و متأثر شدن تكيه شده و اين در صبّى هم هست . ]
قوله : و لعلّه : شايد براساس همين بيانات و ادلّه است كه مرحوم شهيد ثانى در كتاب
هامش
( 1 ) مصباح الفقاهة ج 1 ص 325 .