و امّا الاجماع : حرمت غيبت از جملهء امورى است كه اجماع مسلمين بر آنست . و امّا الكتاب : از قرآن به چهار آيه استدلال كردهاند :
آيهء اوّل : همان آيهء معروف غيبت است :
وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ
« 1 »
كيفيت استدلال : كلمهء لا يغتب ، نهى است . و نهى ظهور در تحريم دارد پس به وضوح از اين آيه حرمت غيبت مستفاد است .
سپس خداوند بدنبال نهى صريح از غيبت مطلب لطيفى و تشبيه بلكه تشبيهات دقيقى را با استفهام انكارى بيان كرده كه هر كلمهاش اشاره به مطلبى است :
ابتدا با كلمهء ايحبّ كه استفهام انكارى و دنبالش مادّه حبّ آمده ، ما را ارشاد مىكند به يك امرى كه عقل هر عاقلى از آن امر مشمئز است ، زيرا كه هيچكس دوست ندارد گوشت بدن برادر مردهء خود را بخورد ، چون هم طبع انسان از آن متنفر است ، و هم شدّت رأفت و دوستى اين اجازه را به او نمىدهد ، پس بايد از غيبت كردن هم اجتناب كند چون هتك حرمت برادر دينى است .
سپس با كلمهء آكل آورده و شخص غيبتكننده را به خورندهء ميتة تشبيه كرده و كار او را كه تفكّه يعنى تلذّذ و تفريح كردن بواسطهء غيبت كردن باشد به اكل تشبيه كرده [ و وجه شبه احد الامور الثلاثه است : امّا لانه يأكل الجيف فى الاخرة كما فى بعض الروايات ، او لتشبيهه بالسباع و الكلاب ، او لكون حرمة الغيبة كحرمة اكل الميتة بل اعظم كما فى رواية العسكرى عليه السّلام « 2 » ]
سپس عرض و آبروى مؤمن را به گوشت او تشبيه كرده ، و همانطورى كه گوشت با خوردن كاهش پيدا مىكند ، هكذا آبرو هم با غيبت كردن كاسته
هامش
( 1 ) سورهء حجرات آيهء 12 .
( 2 ) مصباح الفقاهة ج 1 ص 318 و 319 .