كيفيت استدلال : جهر به سوء عبارتست از كشف و اعلان و اظهار سوء ، و معناى آيه اينست : خداوند جهر به قول سوء را دوست ندارد كه كسى آشكار داد بزند و نواقص ديگران را به زبان بياورد مگر كسى كه ظلم شده است كه براى احقاق حقّ خود حق دارد داد بزند و به مردم بگويد : فلانى مال مرا برده و . . . [ كه يكى از مستثنيات غيبت همين مورد است كما سيأتى . ]
و تعبير به لا يحبّ صرفا به معناى اين نيست كه خدا دوست نمىدارد بلكه از قبيل : انّ الله لا يحبّ المسرفين . . . است يعنى اينها را دشمن مىدارد و چيزى كه مبغوض خدا باشد پس حرام است . بويژه مفاسد زيادى كه غيبت و جهر به قول سوء دارد كه ملاك حرمت است نه صرف كراهت ، مضافا به تفسير روايات كه آيهء فوق را به غيبت تفسير كرده .
آيهء چهارم : قوله تعالى :
إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ
« 1 » [ بقول مرحوم شهيدى : اى انّ الذين يشيعون فاحشة المؤمن و عمله القبيح و ينشرون لهم عذاب اليم . « 2 » ]
كيفيت استدلال : به اين آيه يا با قطع نظر از روايات استدلال مىكنيم به اين صورت كه يا مىپذيريم كه نفس حبّ اشاعهء فاحشه و قبيح از مؤمن گناه دارد پس اظهار آن و اعمال آن و عملا غيبت كردن بطريق اولى حرام است و يا نفس حبّ باطنى حرام نيست منتها وقتى انسان چيزى را دوست داشت اگر مانعى نباشد حبّ اختيارى همراه با اشتغال به آن و انجام خود آن كار يا مقدّماتش مىشود و منظور آيه اينست كه : كسانى كه اشاعهء فاحشه و عمل قبيح مؤمن مىكنند و اين كار را با حبّ و دوستى هم انجام مىدهند عذاب اليم دارند كه باز هم استدلال تامّ است .
هامش
( 1 ) سورهء نور آيهء 19 .
( 2 ) هداية الطالب ص 81 .