و اگر با استناد به روايات باشد كه خيلى روشن است و سيأتى كه روايات اين آيه را به غيبت تفسير كرده است . [ البته به عقيدهء نوع محشّين و تقريرات خارج مكاسب ، استدلال به سه آيهء اخير مبتلا به اشكال است ولى مرحوم شيخ آنها را قبول دارد . ]
و امّا السنة : دليل چهارم و مهمترين دليل بر حرمت غيبت ، اخبار متواتره از طريق عامّه و خاصه است ، و مرحوم شيخ به عنوان نمونه به چند مورد اشاره كردهاند :
و قبل از بيان روايات نكتهاى را بايد توجّه كرد : در اين روايات احيانا تعبيراتى شده از قبيل اينكه غيبت اشدّ از زنا است ، از ربا بدتر است ، نماز و روزهاش 40 روز پذيرفته نمىشود و . . . كه يكايك اين نكات قابل تعقيب است ولى ما فعلا از اين زاويه به روايات نظر داريم كه دالّ بر حرمت غيبت هستند ، و كارى به خصوصيات ديگر كه در روايات آمده نداريم . ]
حديث اوّل : از پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله به چند سند نقل شده كه حضرت فرمودند :
همانا غيبت از زنا هم شديدتر است ، چرا كه گاهى مردى زنا مىكند و بعد توبه مىكند ، خدا هم توبهء او را مىپذيرد [ حق اللّه است ] ولى غيبتكننده آمرزيده نمىشود مگر اينكه غيبت شونده او را ببخشايد « 1 » [ حق الناس است . ]
روايت دوّم : روزى رسول خدا خطبهاى خواند و در آن سخن از ربا به ميان آورد و شأن ربا را بزرگ شمرد [ يعنى گناهش بزرگ است . ] پس فرمود :
يكدرهم كه مرد از راه ربا بدست آورد گناهش بزرگتر است از سى و شش مرتبه زنا كردن و بدترين نوع ربا ، آبروى مرد مسلمان است « 2 » [ كه با غيبت ريخته مىشود . ]
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ج 8 ص 598 باب 152 حديث 9 .
( 2 ) مستدرك الوسائل ج 9 ص 119 باب 132 حديث 25 .